خلق و خو یک ناحیه دیگر سازگاری که بهتر است تا حد امکان از تشابه برخوردار باشد تا تفاوت. به عنوان مثال، یک فرد برونگرا ارتباط چندان مناسبی با یک فرد درونگرا برقرار نخواهد کرد.
در روابط، تشابهات، پیش بینی کننده های بهتری برای شادمانی و خوشبختی نسبت به تفاوت ها محسوب می شوند. اگر ما درباره الکترومغناطیس و بارهایی که در اتم ها و مغناطیس ها یافت می شود صحبت می کنیم، این یک اصل مسلم است که مخالف ها یکدیگر را جذب می کنند. اما در دنیای ماکروسکوپی روابط دوستانه، هیچ چیز نمی تواند از واقعیت بالاتر باشد. یا اگر جاذبه ای بین دو فرد بسیار متفاوت وجود دارد، احتمال اینکه برای مدت طولانی باقی بماند کم است زیرا سازگاری و روابط حقیقی و اصیل معمولاً بر پایه شباهت ها قرار دارند، نه تفاوت ها.
یک دوستی پایه را در نظر بگیرید. دوستان شما چه کسانی هستند و اساساً چقدر به شما شبیه و چقدر با شما متفاوت می باشند؟ احتمال بسیار کمی وجود دارد که یک فرد پیشرونده، آزاد و گیاهخوار و عاشق طبیعت، بهترین دوست یک فرد محافظه کار کامل، انکار کننده تغییرات آب و هوایی، شکارچی و تله گذار تفریحی در طبیعت باشد. حتی تفاوت های سطحی تر مانند ترجیح پیاده روی و تنیس به گلف بازی و ماهیگیری می تواند یک شکاف عظیم اجتماعی محسوب شود که عبور از آن چندان آسان نیست.
