
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، موضوع فاش کردن رازهای نوجوانان یکی از چالشبرانگیزترین نقاط تلاقی در مثلث «والدین، نوجوان و متخصص» است. در دورانی که هویتیابی و استقلالطلبی حرف اول را میزند، “راز” برای نوجوان حکم یک قلمرو شخصی و امن را دارد که با آن مرزهای دنیای بزرگسالی خود را ترسیم میکند. وقتی این مرزها شکسته شود، فرقی نمیکند هدف خیرخواهانه باشد یا از سر کنجکاوی؛ در هر صورت لرزهای بر پیکره اعتماد میان نوجوان و دنیای بزرگسالان وارد میشود که ترمیم آن گاهی سالها زمان میبرد.
با این حال، دنیای پیچیده و پرخطر امروز، مرز میان رازداری و محافظت را بسیار باریک کرده است. والدین و مربیان دائم در این دو راهی سخت گرفتارند که کجا باید به حریم خصوصی احترام گذاشت و کجا باید برای نجات نوجوان وارد عمل شد
تفاوت میان «حریم خصوصی» و «رازهای خطرناک»
حریم خصوصی به معنای فضایی است که نوجوان برای تمرینِ بودن و مستقل شدن به آن نیاز دارد؛ این فضا شامل افکار، احساسات شخصی و تای نوجوان نیازمند یک رویکرد «مشارکتی» به جای «پنهانکاری» است؛ به این معنا که اگر رازی را شنیدید که سکوت در برابر آن خطرناک است، نباید پشت سر او و به صورت مخفیانه اقدام به افشای آن کنید. روش درست این است که با نوجوان وارد گفتوگو شوید و با همدلی به او توضیح دهید که چرا این موضوع فراتر از توان مدیریتِ دونفرهی شماست و چرا پای سلامت یا امنیت او در میان است. مثلاً اگر متوجه شدید او درگیر یک رابطهی سمی یا تهدیدآمیز شده، به جای گزارش مخفیانه به پدر یا مشاور، به او بگویید: «من نمیخوام اعتماد بینمون رو از دست بدم، اما این موضوع انقدر جدیه که لازمه برای حلش از فلانی کمک بگیریم؛ بیا با هم تصمیم بگیریم چطور و چه زمانی این رو بهش بگیم.» این کار باعث میشود نوجوان حتی در سختترین شرایط هم احساس نکند که شما «قدرت» خود را علیه او به کار گرفتهاید، بلکه میفهمد شما به عنوان یک «متحد» در کنار او هستید تا باری را که به تنهایی قادر به حملش نیست، با هم به مقصد برسانید.
منبع:تبیان
