زندگی مدرن، سرشار از محرکهایی است که ما را به واکنشهای آنی و افراطی وامیدارد. از فضای مجازی و ارتباطات روزمره گرفته تا مواجهه با چالشهای اجتماعی، مدیریت هیجانات به یکی از دغدغههای اصلی تبدیل شده است. چگونه میتوان از زنجیر واکنشهای بیپایان رها شد و به تعادلی دست یافت که واکنشهایمان نه اغراقآمیز، بلکه سازنده و هدفمند باشد؟
جوان آنلاین: من و ۷۵۰ هزار نفر دیگر در انجمن «آیا من زیادی حساسم؟» عضو هستیم، انجمنی در وبسایت ردیت که در آن افراد دربارۀ اغراقآمیزبودن یا نبودن واکنشهایشان بحث و تبادل نظر میکنند. این انجمن حسابی پررونق است، و پر از چیزهایی است که آدم را شگفتزده میکند. اخیراً، خانمی از پیامهای دوستش عکس گرفته و منتشر کرده بود. دوستش او را متهم کرده بود که عمداً سس مایونز را خراب کرده است. پیامش این بود: «جالبه، شیشۀ سس کلاً آبه! نظرت چیه؟». زن گفته بود که منظورش را نمیفهمد، مرد هم در جواب گفته بود «تا حالا نتونستی منو مسموم کنی». آیا آن زن زیادی حساس بود؟ از میان ۹ هزار پاسخِ ثبتشده، اکثریت میگفتند که نه، واکنش او اغراقآمیز نبوده است. یک نفر گفته بود «معلومه که این یارو اصلاً ثبات نداره. باید تا میتونی ازش فاصله بگیری».
من دراینباره پژوهشی نکردهام، اما احساس میکنم اعضای انجمن «آیا من زیادی حساسم؟» بهندرت به این نتیجه میرسند که واکنش سایر اعضا اغراقآمیز بوده است (شاید آنها هم مثل اکثر مردم این دورهوزمانه زود جوش میآورند، و دنبال بهانه میگردند تا سریع نسبت به گفتار و رفتار دیگران واکنش نشان دهند). اما من حس میکنم عکس این موضوع صادق است. اتفاقاً، این انجمن برای زودرنجی و تحریکپذیری مانند یک ضربهگیر عمل میکند -در این فضا، واکنشها تعدیل شده و از شدتشان کم میشود. ازایننظر، انجمن «آیا من زیادی حساسم؟» بخشی از یک تلاش گستردهتر در سطح جامعه است. در دنیایی که عوامل حساسیتزا روزبهروز بیشتر میشوند بسیاری از ما دنبال مدیریت هیجانات خود هستیم. برخی افراد به رواقیگری ۱ روی میآورند؛ پدران و مادران آینده در کلاسهای ذهنآگاهی شرکت میکنند. زندگی آنلاین نیز بستری برای ابراز هیجاناتمان فراهم میکند، و راهی برای هدایت آنها در اختیار ما قرار میدهد. اگر در زندگی واقعی حرکتی احمقانه از کسی سر بزند -مثلاً از یک مشتری بیادب یا صاحبخانۀ قالتاق- میتوانید موبایلتان را درآورده و با خونسردی مکالمه را ضبط کنید، بعد آن را منتشر کنید تا دیگران بهجای شما واکنش نشان دهند. اینجا واکنش به تعویق میافتد؛ به خودداری شما در آن لحظه بعداً با لایک پاداش داده میشود.
ذهنآگاهی روشی دیگر برای مدیریت تحریکپذیری است. بهطور کلی، کسانی که ذهنآگاهی دارند بهجای اینکه بپرسند «آیا من زیادی حساسم؟»، بدون قضاوت به مشاهده میپردازند و میگویند بله، یک واکنش در حال وقوع است. من قبل از تولد فرزندم در یکی از کارگاههای ذهنآگاهی شرکت کردم. آنجا مربی از ما میخواست هیجاناتمان را بهشکل یک قطار ببینیم. مربی میگفت «شما میتوانید دورشدن قطار را تماشا کنید، بدون اینکه سوارش شوید». او ما را تشویق میکرد با احساساتمان بدون قضاوت برخورد کنیم: با این روش، مادر میتواند در حین زایمان با درد خود کنار بیاید و جنبههای مختلف آن را شناسایی کند، و پدرِ ناشکیبا میتواند خستگی خود را تشخیص داده و آن را بررسی کند. در لحظه باش. نفس بکش. عبور کن. این تکینکها اکنون به قدری جاافتادهاند که در مدارس به کودکان آموزش داده میشوند.
من از کارگاه ذهن آگاهی چیزهای زیادی آموختم، اما حس کردم این رویکرد کمی منفعلانه است. من بیشتر با ایتن کراس، مدیر «آزمایشگاه هیجانات و خودکنترلی» در دانشگاه میشیگان، همنظر هستم. او کتابی دارد با عنوان تغییر: کنترل هیجانات خود را به دست بگیرید -تا آنها شما را کنترل نکنند ۲ که بهزودی منتشر خواهد شد. کراس در این کتاب میگوید ما علاوه بر مشاهدۀ هیجاناتمان، باید درصدد تغییر آنها برآییم. برای این کار باید از «تغییردهندهها» استفاده کنیم -نشانههایی درونی یا بیرونی که قطار احساساتمان را بهسمت مسیرهای مطلوبتر هدایت میکنند. او به یاد میآورد که یک روز صبح دختر کوچکش قبل از تمرین فوتبال ناراحت بود و به دلایلی که مخصوص بچههاست نمیخواست علت ناراحتیاش را بگوید. در طول مسیر، آهنگی از گروه موسیقی جِرنی حالوهوایش را عوض کرد. اگر شما هم برای ورزشکردن یک لیست پخش درست کردهاید، در واقع از تغییردهنده استفاده کردهاید.
