
در اقتصاد تورمی ایران، تغییر نرخ سود بدون اصلاح بانکها و مهار نقدینگی راهگشا نیست.
شکاف عمیق میان تورم و نرخهای سود بانکی در اقتصاد ایران، این روزها یک پرسش جدی را پیش روی سیاستگذار پولی گذاشته است مبنی براینکه آیا باید نرخ سود را تغییر داد، یا فعلا باید آن را در همین سطح نگه داشت؟ پاسخ کوتاه این است که بله، زمان بازنگری در سیاست سودی رسیده است؛ اما نه لزوما زمان یک شوک ناگهانی و دستوری در نرخها. مسئله اصلی امروز، تغییر «رویکرد» است، نه صرفا بالا یا پایین بردن یک عدد.
نرخ تورم سالانه که به محدوده 53.9 درصد رسیده، در کنار نرخ بازار بینبانکی که حوالی 23.9 درصد نوسان میکند، نشان میدهد بازده واقعی داراییهای ریالی همچنان بهشدت منفی است. به زبان سادهتر، نگهداری ریال برای خانوار و بنگاه، در شرایط فعلی جذاب نیست. این وضعیت، بهطور طبیعی بخشی از نقدینگی را به سمت ارز، طلا، مسکن و سایر داراییها هل میدهد و فشار تورمی را در اقتصاد م نباید فراموش شود، نرخ سود بانکی ابزار اصلی مهار تورم نیست، بلکه یکی از ابزارهای مکمل آن است. تا زمانی که رشد نقدینگی، اضافهبرداشت بانکها، ناترازی بودجه و ضعف نظارت بر ترازنامه بانکها کنترل نشود، افزایش نرخ سود فقط اثر کوتاهمدت خواهد داشت. حتی ممکن است هزینه این سیاست از مسیر دیگری به اقتصاد بازگردد و تورم را دوباره تقویت کند.
بنابراین پاسخ کارشناسی به سؤال «آیا الان وقت تغییر نرخ سود بانکی هست یا نه؟» این است که بله، زمان اصلاح و بازطراحی سیاست سودی رسیده، اما نه بهصورت شوکآور و دستوری.
نرخها باید بهتدریج و با توجه به تورم، وضعیت بانکها و نیاز تولید بازتنظیم شوند؛ همزمان نیز دولت و بانک مرکزی باید در چند جبهه حرکت کنند: کنترل رشد پایه پولی، مهار ناترازی بانکها، انضباط مالی دولت، تقویت عملیات بازار باز و هدایت اعتبار به سمت فعالیتهای مولد.
به بیان روشنتر، مسئله امروز اقتصاد ایران «کم یا زیاد بودن» نرخ سود نیست؛ مسئله این است که سیاست پولی باید دوباره اعتبار پیدا کند. اگر مردم و فعالان اقتصادی باور کنند که تورم در مسیر مهار است و تصمیمهای پولی از منطق روشن و پایدار تبعیت میکند، نرخ سود هم اثرگذارتر خواهد شد. اما اگر این اعتماد شکل نگیرد، هر تغییری در نرخها، فقط صورت مسئله را عوض میکند، نه خود مسئله را./ تسنیم
