به گزارش آنا؛ ایالات متحده پس از دههها مداخله نظامی در نقاط مختلف جهان، اکنون در برابر ایران به یک بنبست راهبردی رسیده است. بررسی رفتار واشنگتن نشان میدهد که این کشور تمایلی به ورود به یک جنگ کلاسیک و واقعی ندارد، بلکه استراتژی خود را بر پایه «جنگ روانی فرسایشی» و «نگهداشتن سایه جنگ» بنا کرده است. این تغییر رویکرد، نه از سر حسننیت، بلکه ناشی از ناتوانی در تحمل هزینههای یک جنگ تمامعیار و وحشت از دکترین جدید بازدارندگی ایران است.
از وعده پیروزی تا کارنامه شکست
ایالات متحده از ابتدای قرن بیستویکم با حمله یا مداخله در کشورهای مختلف، تلاش کرد نظم مطلوب خود را با زور نظامی تثبیت کند. افغانستان، عراق، لیبی، سودان، سوریه و دیگر میدانها قرار بود نماد قدرت بلامنازع آمریکا باشند، اما حاصل این سیاستها چیزی جز میلیونها کشته و زخمی، دهها میلیون آواره، فروپاشی دولتها و گسترش بیثباتی نبود. آمریکا در هیچیک از جنگهای بزرگ و فرسایشی پس از سال ۲۰۰۰ به پیروزی راهبردی نرسید و اغلب با عقبنشینی یا واگذاری میدان به بازیگران دیگر مواجه شد. در واقع، ارتشی که در میدانهای واقعی فرسوده شده، اکنون تلاش میکند با رسانههای جریان اصلی و سناریوهای پیچیده عملیات روانی و روایتهای هالیوودی، تصویر یک ارتش همیشه پیروز را حفظ کند و رقبایش را مرعوب نماید.
