۶ مرداد ۱۴۰۵ – ۱۴:۰۵
در ماههای اخیر، حملات نظامی میان ایران، اسرائیل و ایالات متحده و افزایش تنشهای منطقهای، بار دیگر این پرسش را پیش روی جامعه ایران قرار داد که جنگ، حتی اگر کوتاهمدت باشد، چه بر سر کودکان میآورد؟ پاسخ این پرسش را نباید تنها در شمار ساختمانهای ویران یا خسارتهای اقتصادی جستوجو کرد. جنگ، پیش از آنکه شهرها را زخمی کند، روان کودکان را زخمی میکند.
کودکی که نیمهشب با صدای انفجار، آژیر یا خبر حمله از خواب میپرد، شاید هنوز مفهوم «مخاصمه مسلحانه» را نداند، اما ترس را میشناسد. کودکی که میبیند مدرسهاش تعطیل شده، خانوادهاش نگران امنیتاند یا اطرافیانش از آینده سخن میگویند، تجربهای را از سر میگذراند که آثار آن میتواند بسیار فراتر از روزهای جنگ ادامه یابد. پژوهشهای مربوط به کودکان در مناطق درگیر نشان دادهاند که اضطراب، اختلال استرس پس از سانحه، افسردگی، مشکلات یادگیری و کاهش احساس امنیت، از شایعترین پیامدهای روانی مخاصمات مسلحانه هستند.
اما جنگ، تنها با موشک و بمب به کودکان آسیب نمیزند. در کنار درگیریهای نظامی، سالها تحریمهای اقتصادی نیز بر زندگی روزمره میلیونها خانواده ایرانی سایه افکنده است. هرچند درباره مشروعیت، کارآمدی یا اهداف تحریمها دیدگاههای متفاوتی وجود دارد، اما یک واقعیت کمتر محل تردید است: هنگامی که فشار اقتصادی بر خانوادهها افزایش مییابد، کودکان نیز از پیامدهای آن مصون نمیمانند. کاهش قدرت خرید، دشوارتر شدن دسترسی به برخی کالاها و خدمات، نگرانیهای معیشتی و افزایش فشار روانی بر والدین، همگی میتوانند محیط رشد کودک را تحت تأثیر قرار دهند.
