
اقتصاد۲۴- در پاسخ به این سوال چند محور مهم قابل توجه است:
۱-تنظیم معقولانه انتظارات: شاید بتوان گفت نقطه کانونی سیاستگذاری برای بازار سرمایه، پرهیز دولت و نهادهای ناظر از افتادن در هیجانات ناشی از جنگ بازار است. تجربیات بورسی در کشورهای دیگر که درگیر جنگ شدهاند نظیر روسیه و اوکراین همین موضوع را نشان میدهد. در جریان جنگ این دو کشور، بورس مسکو ۲۰ روز و بورس اوکراین هم به میزان بیشتری تعطیل بود و پس از بازگشایی، بورس مسکو با ۲۰ و بورس اوکراین نیز با ۴۰ درصد کاهش مواجه شد. این در حالی است که بورس کشورمان همانطور که در بالا اشاره شد، حدود ۸ تا ۹ درصد افت شاخص داشته است که اگرچه مهم است، اما نباید انتظار غیرمعقولی از آن داشت.
۲-پرهیز از هرگونه اقدامات نمایشی و شتابزده: پذیرش شرایط پس از جنگ برای بورس، ایجاب میکند که از اقدامات شتابزده نیز برای درمان بورس اکیداً پرهیز شود. چه این که با وجود انتظارات به شدت منفی و البته تخلیه نشده، هرگونه ورود بی محابای دولت و حمایتهای مالی به منزله تامین نقدینگی در نقطهای غیرتعادلی برای سهامداران و هدررفتن منابع مالی دولت برای هدایت درست بازار به تعادل پایدار است. تجربه سقوط بزرگ بورس در سال ۱۳۹۹ نشان داد که اعلامهای هیجان زده، اورژانسی و ناظر به حمایت مالی صرف، میتواند تا چه حد عکس کارکرد مورد انتظار خود عمل کند.
