آيا بهتر نبود كه نام حضرت علي(ع) در قرآن مي آمد تا اينهمه اختلاف در امت اسلامي رخ نمي داد؟

۱۳۹۵/۱۱/۲۴ ۱۱:۲۷

شيوه قرآن مجيد در رابطه با ائمه هدي (عليهم السلام) به ويژه اميرالمومنين(ع) اين است كه به معرفي« شخصيت» ممتاز آنان پرداخته نه به معرفي«شخص» و لذا به اصل امامت ايشان در قرآن كريم در آياتي مانند آيه ولايت(1)، آيه تبليغ(2)، آيه اكمال دين(3)، و اولي الامر(4) و …اشاره شده، ولي نام ايشان ذكر نشده و اين شيوه حكمت‏هاي متعددي مي تواند داشته باشد كه به چهار مورد از آنها به اختصار اشاره مي شود.

1. بناي قرآن در اكثر موارد بر اين است كه مسائل را به صورت كلي و به شكل اصل و قاعده بيان كند و تبيين و تشريح جزئيات آن را بر عهده رسول خدا (ص) قرار دهد چنان كه خداوند متعال فرموده :« وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ»(5)

 «و ما اين ذكر [قرآن‏] را بر تو نازل كرديم، تا آنچه به سوي مردم نازل شده است براي آنها روشن سازي»

در مسئله امامت هم گرچه به جزئيات مسئله امامت همانند نام و تعداد ايشان تصريح نشده و بر عهده رسول خدا (ص) قرار داده شده، ولي به اصل اين مسئله در آيات مذكور اشاره شده است. و اسامي و تعداد آنها توسط رسول اكرم (ص) در احاديثي همچون حديث منزلت(6)، حديث ثقلين(7)، حديث سفينه نوح(8)، حديث غدير(9) و … تبيين شده است.

اين جوابي است كه امام صادق(ع) در پاسخ به سؤال ابوبصير بيان داشتند و او را قانع كردند.

در اين حديث ابوبصير از امام صادق(ع) سؤال مي‌كند: آيه «أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي ال وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاه‏»(شيخ صدوق، امالي، بيروت، اعلمي، 1400 ق، ص 574.

« هر كه من مولاي او هستم پس اين علي نيز مولاي اوست؛ بار خدايا دوستش را دوست دار و دشمنش را دشمن دار»

10 . نساء (4) آيه 59.

11 . كليني، اصول كافي، دارالكتب الاسلاميه، ج 1، ص 286 .

12. حجر(15) آيه 9

13. بقره(2) آيه 143

14. محمدتقي مصباح يزدي، در پرتو ولايت، انتشارات مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره)، 1383، ص 67.

15. آيت الله سبحاني، راهنماي حقيقت، تهران، مشعر، 1387ش، ص 295

16.  بقره(2) آيه 246.

17. همان، آيه 247.

18. همان.

19. وقتي كه حضرت رسول (ص) در هنگام ارتحال به عالم قدس بود دوات و قلم طلبيد كه نامه‏اي براي امّت بنويسد كه هرگز گمراه نشوند عمر بن خطاب گفت: «انّ‏ الرّجل ليهجر حسبنا كتاب اللّه» يعني: «اين مرد هذيان مي‏گويد، كتاب خدا ما را كافي است».

20. نساء(4) آيه 24.

21.  نمل(27) آيه 16 « و سليمان وارث داوود شد.»

22. مريم(19) آيه 5و6 « تو از نزد خود جانشيني به من ببخش (*) كه وارث من و دودمان يعقوب باشد.»

23. بدانيد هر گونه غنيمتي به دست آوريد، خمس آن براي خدا، و براي پيامبر، و براي ذي القربي و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه (از آنها) است.

 «و ما اين ذكر [قرآن‏] را بر تو نازل كرديم، تا آنچه به سوي مردم نازل شده است براي آنها روشن سازي»

منبع  : مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

برای مشاهده کامل مطب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *