
«نیما شجاعی»، جامعهشناس، معتقد است شوکهشدن جامعهشناسان و سیاستگذاران از چنین اتفاقی، ناشی از ضعف نظام پژوهش و آموزش کشور در فهمیدن واقعیتها و ذهنیتهای جدیدی است که در این نسل وجود دارد. «فواد حبیبی»، استاد دانشگاه کردستان نیز بر لزوم دوری از دوگانهانگاری اخلاقی هنگام مواجهه با این پدیده تأکید دارد.
از فقدان تحقیق تا شوک جمعی
«نیما شجاعی»، جامعهشناس و استاد دانشگاه است. او در تحلیل تجمع اخیر نوجوانان و جوانان در ایرانمال و نمونههای مشابه آن در سالهای گذشته، از احتیاط در نامگذاری و تفسیر این پدیده دفاع میکند و میگوید برای مواجهه با چنین اتفاقاتی، پیش از هر چیز باید به سراغ تحقیق، بررسی، گفتوگو با واقعیت و فهم لایههای معنایی و ارزشی آن رفت.او معتقد است برای فهم این پدیده، باید آن ول محور سلبریتیها نشان میدهد».
مهمترین مسئله در این میان، تکانخوردن علوم اجتماعی از رخوت کنونی و هدایت این انرژیهای سرگردان است: «ما باید از تکرار تحلیلهای کلیشهای دست برداریم و بهجای مقایسههای بیهوده میان سلبریتیهای مجازی و نویسنده یا نخبه کلاسیک که به اندازه موهای سرش کتاب خوانده، بپرسیم چه چیزی در بطن جامعه در حال رخدادن است. بین سازماندهی میلی که پویایی جامعه را به شکل مثبت و مولد هدایت میکند و دریچههای جدیدی را به روی جامعه میگشاید، با میلی که به شکل تخریبی و خودویرانگر عمل میکند، تفاوت وجود دارد.
کسانی که توان تحلیل دارند و میتوانند با این نسل ارتباط برقرار کنند، باید بهجای تخطئه و طرد، کمک کنند این انرژی عظیم جمعی و پویایی اجتماعی در حوزههای مختلف از موسیقی تا فرهنگ و سبک زندگی به بیانی مولد و سازنده دست یابد. این ترجمه و هدایت، تکلیفی است که ما هنوز در ابتدای راه آن هم قرار نداریم؛ چراکه گام نخست، یعنی دستکشیدن از قضاوتهای اخلاقی و تلاش برای فهم واقعی جامعه، هنوز به طور کامل برداشته نشده است».
