تصمیمسازی در حوزه آموزشوپرورش یکی از حساسترین عرصههای حکمرانی است
تصمیمسازی در حوزه آموزشوپرورش یکی از حساسترین عرصههای حکمرانی است. چراکه مستقیماً با آینده کشور، کیفیت سرمایه انسانی و عدالت آموزشی گره خوردهاست. اما متأسفانه شواهد اخیر نشان میدهد که فرآیند سیاستگذاری در این حوزه بیش از آنکه مبتنی بر پژوهشهای علمی، اجماع نظرات کارشناسی و مصالح بلندمدت نظام تعلیموتربیت باشد، تحتتأثیر فشارهای بیرونی و لابیهای مقطعی قرار گرفتهاست.
ماجرای طرح افزایش سقف سنی پذیرش دانشجو در دانشگاه فرهنگیان، مصداق روشنی از این آسیب ساختاری است؛ طرحی که مطابق مصاحبه یکی از اعضا، پیشتر در شورای عالی آموزشوپرورش بررسی و به طور رسمی رد شدهبود، این روزها بار دیگر توسط برخی نمایندگان مجلس و حتی برخی مدیران آموزشوپرورش بر سر زبانها افتاده و در کمیسیون معین شورای عالی انقلاب فرهنگی مصوب شد. این اصرار عجیب در حالی رخ میدهد که کارشناسان، معلمان، دانشجومعلمان و حتی تعدادی از اعضای شورای عالی آموزشوپرورش و شورای عالی انقلاب فرهنگی نسبت به تبعات آن هشدارهای جدی دادهاند.
ضعف نظام تصمیمسازی؛ وقتی اجماع کارشناسی نادیده گرفته میشود
بازگشت مکرر طرحی که یکبار در مرجع عالی تصمیمگیری آموزشوپرورش رد شده، تنها یک اتفاق ساده نیست، بلکه نشانهای از ضعف جدی در نظام تصمیمسازی و حتی نوعی مقاومت ساختاری در برابر اجماع کارشناسی است و به معنای بیاعتنایی آشکار به نظر متخصصان و نقض سازوکارهای کارشناسی است.
