
روزهایی که سایه بحران بار دیگر کرکره کلاسهای حضوری را پایین کشیده و جریان آموزش را به افزونههای پلتفرم «شاد» کشانده است. ما این مسیر را پیشتر در دوران پاندمی کرونا دویده بودیم تا صرفاً نگذاریم ارتباط دانشآموز با مدرسه قطع شود، اما تکرار این سناریو حالا یک پرسش اساسی و نگرانکننده را پیش روی ما میگذارد؛ آیا صرف وصل بودن به اینترنت و حضور در یک گروه مجازی، به معنای «یادگیری» است؟
واقعیتهای پنهان در خانهها روایت دیگری دارند. فرم شبکههای مجازی، تمرکز و یادگیری عمیق را میبلعد و «خستگی شناختی» ناشی از فضای دیجیتال، رمقی برای دانشآموزان باقی نگذاشته است. ازسویدیگر، فقدان ابزارهای هوشمند در برخی خانوادهها، واژه «عدالت» را در پای تختهسیاههای مجازی کمرنگ کرده است. تجربه نشان میدهد یک اپلیکیشن، هر قدر هم توسعهیافته باشد، بهتنهایی نمیتواند بار سنگین یک نظام آموزشی را به دوش بکشد.
گزارش پیش رو، توقفی در این نقطه بحرانی و طرح یک مسئله است. با واکاوی دیدگاههای کارشناسانی چون سید مجتبی طباطبایی و محمدامین مظلوم، به ین مسئله بنیادین میگوید: «یکی از مهمترین نکاتی که خود آموزش مجازی به همراه دارد، مسئله ماهیت پلتفرمهاست. ما اکنون در زمینی بازی میکنیم که اختصاصاً و ماهیتاً برای تمرکز و یادگیری عمیق طراحی نشده است. در اینجا ما با قاعدهای به نام «قاعده فرم» مواجه هستیم. ما بارها با دانشجویان و مخاطبانمان در این باره صحبت کردهایم که جدا از محتوایی که ارائه میشود، خود «فرم» به ما یادگیری خاصی را تحمیل میکند و پیامدهای یاددهی-یادگیری مخصوص به خود را دارد.»
طباطبایی برای روشنتر شدن این مفهوم به یک مثال ملموس و روزمره اشاره کرده و توضیح میدهد: «بهعنوانمثال، زمانی که شما از پلتفرمی مانند اینستاگرام استفاده میکنید، ذهن و چشم شما آرامآرام به «اسکرول عمودی» و مصرف سریع و بیوقفه اطلاعات عادت میکند. این عادت اسکرول عمودی، اساساً با مدل مطالعه کتاب که نیازمند حرکت افقی چشم، درنگ، تأمل و تمرکز است، تفاوت ماهوی دارد. این دو، فرمهای کاملاً متفاوتی هستند و وقتی استفاده از یکی بر دیگری غلبه پیدا میکند، مستقیماً بر میزان مصرف رسانهای، نوع نگاه و از همه مهمتر، بر کیفیت یادگیری بچهها تأثیر میگذارد.»
