صادق حسینزاده ملکی: نه فقط آموزش و پرورش، بلکه خانوادهها، رسانهها، نهادهای مردمی، دستگاههای مختلف و حتی بخش خصوصی باید دست در دست هم دهند تا فضای سالمتری برای زیست دانشآموزان فراهم شود
جوان آنلاین: یک تماس تلفنی در نیمهشب، جان دختر نوجوانی را از مرگ نجات داد، لحظهای که به روشنی نشان داد گاهی میان تاریکی و گمشدن در افکار اشتباه، تنها یک همدلی ساده میتواند مرز میان مرگ و زندگی را تغییر دهد. این روایت دلهرهآور، اما واقعی، تنها یکی از تجربههای رخداده در جریان اجرای طرح ملی نماد است، طرحی که تاکنون بیش از ۸ میلیون دانشآموز را مورد پایش قرار داده و از میانشان، ۱۱۸ هزار دانشآموز در معرض آسیبهای روانی و اجتماعی را شناسایی کرده و با همراهی خانوادهها، مشاوران، معلمان و مدیران مدارس، شبکهای از مراقبت و حمایت ساخته است. البته که فاصله تا نقطه مطلوب بسیار است و نیاز به اقدامات ویژهتری وجود دارد، اما تا اینجای مسیر، دست نوجوانان زیادی که به بیراهه رفته بودند، گرفته شده و به مسیر درست زندگی بازگردانده شدهاند.
در روزگاری که فشارهای فضای مجازی، بحرانهای اجتماعی و کمبود مهارتهای زندگی نوجوانان را تا مرز سقوط میبرد، نماد در تلاش است تا سپری ایمن برای نسل آینده باشد، سپری که نهتنها بر دوش مشاوران، بلکه با همدلی خانوادهها، مسئولیتپذیری مدارس و همکاری نهادهای مختلف ساخته میشود. تجربه نشان داده هر جا خانوادهها در کنار مدرسه قرار گرفتهاند، امید به زندگی و اعتماد به آینده در دل دانشآموزان جوانه زده است.
«جوان» در رابطه با این طرح و موانع و چالشهایی که در مسیر اجرای هر چه بهتر آن وجود دارد، با صادق حسینزاده ملکی، معاون پرورشی و فرهنگی وزارت آموزشوپرورش گفتوگو کردهاست.
طرح نماد با هدف کاهش آسیبهای اجتماعی دانشآموزان معرفی شدهاست. چه شواهد عینی و ملموسی وجود دارد که نشان دهد این طرح واقعاً توانسته به نتایج مورد انتظار دست پیدا کند؟
مجموعهای از اتفاقات نجاتبخش در جریان این طرح رقم خوردهاست. برای نمونه، دانشآموزی داشتیم که تحت فشارهای مختلف تصمیم به خودکشی گرفته بود، اما یک تماس ساده با مشاور، آن هم ساعت ۱۱ شب، زندگی را به او برگرداند. آن شب، همکاران ما با خانواده دانشآموز تماس گرفتند. وقتی والدین به اتاق آن دختر رفتند، متوجه شدند او اقدام به خودکشی کردهاست. در نهایت با انتقال سریع به بیمارستان و تلاش پزشکان تا ساعت ۴ صبح، جان او را نجات دادند. این تنها یکی از روایتهایی است که در جریان اجرای طرح نماد رخ دادهاست.
متأسفانه بسیاری از دانشآموزان تحتتأثیر تبلیغات فضای مجازی و هیجانات شدید روحی گرفتار آسیب خودکشی میشوند. برخی پس از این تجربه تلخ و دردناک، درست در همان لحظه پشیمان میشوند، اما همهشان فرصت بازگشت پیدا نمیکنند. همینجاست که اهمیت مداخلات بهموقع روشن میشود.
در سال تحصیلی گذشته بیش از ۸ میلیون دانشآموز مورد توجه و بررسی قرار گرفتند. از میان آنها حدود ۱۱۸ هزار نفر در معرض آسیبهای روانی و اجتماعی شناسایی شدند. برای این گروه، با همراهی خانوادهها، مشاوران، معلمان و مدیران مدارس، شبکهای از مراقبت و حمایت شکل گرفت. همچنین حدود ۲۰ هزار دانشآموز به دستگاههای تخصصی خارج از آموزش و پرورش، مانند وزارت بهداشت، کمیته امداد و قوه قضائیه ارجاع شدند تا حمایتهای تخصصی دریافت کنند. امسال نیز برنامهریزی شده است که نزدیک به ۱۵ میلیون دانشآموز تحت بررسی و پایش قرار گیرند تا دامنه حمایتها گستردهتر شود.
در کنار این اقدامات، ما ۳۲ منطقه هدف را نیز بهطور ویژه در نظر گرفتهایم، مناطقی که مدارسشان بیش از دیگر نقاط کشور نیازمند آموزش، امکانات و مداخلات تخصصی هستند. با وجود محدودیتهای بودجهای، تمرکز منابع را به این مناطق اختصاص دادیم و برنامههای فرهنگی، پیشگیرانه، اجتماعی، ورزشی و حتی بخشی از امکانات مورد نیاز را تا حد امکان به آنها منتقل کردیم.
به نظر من، بزرگترین دستاورد یک سال گذشته افزایش حساسیت بدنه آموزشوپرورش نسبت به موضوع آسیبهای اجتماعی بودهاست. امروز این بدنه از پروتکلها، دستورالعملها و ظرفیتهای سازمانهای مختلف بهرهمند شده و توانسته بخش مهمی از مسائل را حل کند. البته باید صادقانه گفت که هنوز تا وضعیت مطلوب فاصله داریم. ما در ابتدای مسیر هستیم و تازه کار را بهصورت ساختاری دنبال میکنیم، اما با توسعه تدریجی برنامه ملی نماد و عمقی که در حال شکلگیری است، میتوان امیدوار بود که در آینده گامهای بسیار بلندتری برداشته شود.
یکی از چالشهای جدی آموزشوپرورش، کمبود نیروی متخصص روانشناسی در مدارس است. پس چگونه قرار است طرح نماد بدون وجود نیروی متخصص، به درستی اجرا شود؟
این طرح هرچند ناظر بر مشاوران و روانشناسان است، اما فقط متکی به آنها نیست. ما در حوزه آسیبهای اجتماعی حدود ۹محور اصلی را تعریف کردهایم که بهطور مستمر پایش میشوند. برای هر یک از این محورها دستورالعملها و راهکارهای علمی تدوین شدهاست، راهکارهایی که نقش مدیر، معلم، مربی پرورشی، مشاور و حتی والدین را مشخص میکند و همراه با محصولات فرهنگی مرتبط در اختیار مدارس قرار میگیرد. این محتواها در سامانه بارگذاری شده و مدیران مدارس میتوانند همزمان از آنها استفاده کنند و اقدامات لازم را پیش ببرند.
هر چند حضور مشاوران توانمند و پرتلاش کیفیت کار را بالاتر میبرد، اما از وزیر گرفته تا مدیران کل استانها، معاونان، رؤسای مناطق و مدیران مدارس، همه در این طرح نقش و وظیفه مشخص دارند. در رسیدگی به برخی مسائل نیز نهادهایی مانند وزارت کشور، سازمان امور اجتماعی، بهزیستی، کمیته امداد، قوهقضائیه و سایر دستگاهها به آموزشوپرورش کمک میکنند تا امکان پیگیری مؤثرتر فراهم شود. در حوزه مشاوران هم طی یکی دو سال اخیر افزایش قابلتوجهی در تعداد نیروها داشتهایم و پوشش خدمات مشاورهای رشد محسوسی پیدا کردهاست.
برای استفاده بهینه از ظرفیت موجود، سازوکارهایی طراحی شدهاست؛ مثلاً در مقاطع متوسطه اول و دوم، بخشی از رسیدگیها باید توسط مشاوران انجام شود. به همین منظور گروههای «مشاور سیار» تشکیل شدهاند تا به مدارسی اعزام شوند که مشاور ثابت ندارند. همچنین نظام ارجاع به مراکز تخصصی پیشبینی شدهاست، بهطوری که در موارد خاص، دانشآموزان به این مراکز معرفی و از خدمات تخصصی بهرهمند میشوند.
نکته مهم دیگر، افزایش چشمگیر ساعات مشاوره است. در سال گذشته حدود ۴۰۳هزار ساعت مشاوره در هفته داشتیم، اما این عدد اکنون به ۴۸۴ هزار ساعت در هفته رسیدهاست. این رشد نشاندهنده توجه جدیتر به سلامت روان و اجتماعی دانشآموزان است. البته مشکلات و چالشها همچنان وجود دارد و فاصله با نقطه مطلوب قابلتوجه است.
به طور مشخص خانوادهها در این طرح چه جایگاهی دارند؟ آیا صرفاً به آنها اطلاعرسانی میشود یا واقعاً در فرآیند تصمیمگیری و مراقبت اجتماعی شریک هستند؟
واقعیت این است که در هر کار فرهنگی، خانواده محور اصلی است. تجربه نشان داده هر زمان که توانستهایم برنامهای را در نهاد خانواده نهادینه کنیم و از ظرفیت خانوادهها بهدرستی بهره ببریم، در حوزه فرهنگ موفق بودهایم. این یک فرمول آزموده شدهاست که همواره نتیجه داده و در برنامه نماد هم جایگاه ویژهای برای خانوادهها در نظر گرفته شدهاست.
در چارچوب این برنامه، مجموعهای از آموزشها برای والدین طراحی شده تا بتوانند در مواجهه با آسیبهای احتمالی روانشناختی و اجتماعی دانشآموزان، برخوردی آگاهانهتر و مسئولانهتر داشتهباشند. در بسیاری از مناطق هدف، این آموزشها بهصورت گسترده اجرا شده، بهگونهای که در بیش از نیمی از استانها و در تمام مدارس مناطق هدف، جلسات توجیهی، آموزشی و انتقال تجربه برای والدین برگزار شدهاست.
بخشی از این برنامهها شامل آموزشهای کاربردی برای انواع موقعیتهای حساس است و بهترین و بهروزترین محتواها متناسب با شرایط خانوادهها در اختیارشان قرار گرفتهاست. علاوه بر این، مجموعهای از محصولات فرهنگی، تربیتی و آموزشی نیز تهیه و به والدین ارائه شده تا بتوانند نقش خود را در این فرآیند بهدرستی ایفا کنند.
