
اقتصاد۲۴- معادلات امنیتی خاورمیانه این روزها بیش از هر زمان دیگری در نقطه عطفی حساس قرار گرفته است. در پی تحولات اخیر و تنشهای بیسابقه میان ایران و اسرائیل، صحنه دیپلماسی منطقهای با پرسشهای بنیادینی مواجه شده است. این رخدادها در شرایطی به وقوع پیوست که کانالهای مذاکرات غیرمستقیم میان ایران و ایالات متحده فعال بود؛ وضعیتی که با حمله نظامی و پیامدهای آن، پیچیدگیهای مضاعفی یافت.
در کمال تعجب، در حالی که واشنگتن پس از این حملات، بر ضرورت بازگشت ایران به میز مذاکره تاکید میکند، واکنش رسمی تهران، بهویژه در سطوح عالی حکمرانی ایران، در قبال نقش احتمالی ایالات متحده در تحولات اخیر، سکوتی قابل تأمل را در پی داشته است.
این رویکرد، ابهامات عمیقی را در خصوص اهداف واقعی بازیگران، استراتژیهای پنهان و آینده دیپلماسی هستهای و منطقهای ایران مطرح میسازد. آیا این سکوت نشانهای از یک بازی پیچیده دیپلماتیک است یا بازتابی از درک جدیدی از واقعیتهای میدانی؟ و آیا درخواست آمریکا برای مذاکره، در سایه سکوت تهران، میتواند به معنای تغییر پویاییهای قدرت و چانهزنی باشد؟
مهدی خورسند، کارشناس برجسته مسائل بینالملل، در پاسخ به این سوال، به اقتصاد۲۴ میگوید: «تحولات اخیر، بهویژه اقداماتی که در سطح منطقهای صورت گرفت، ابعاد جدیدی به معادلات دیپلماتیک افزوده است. این حمله در شرایطی رخ داد که کانالهای دیپلماتیک غیرمستقیم میان ایران و ایالات متحده فعال بود. نکته حائز اهمیت، گزارشهایی است که از نقش احتمالی طرفهای ثالث در این رخدادها حکایت دارد، از جمله اطلاعاتی که برخی منابع رسانهای آمریکایی در خصوص همکاریهای اطلاعاتی با اسرائیل منتشر کردهاند».
او ادامه میدهد: «در چنین فضایی، بازگشت به مذاکرات نیازمند ارزیابی دقیق شرایط است. به نظر میرسد طرفهای مقابل، بهویژه ایالات متحده، عمدتاً با رویکرد پاسخگویی به نگرانیهای شرکای منطقهای خود، بهخصوص اسرائیل، به موضوع هستهای ایران مینگرند. این دیدگاه از گذشته نیز وجود داشته است؛ کما اینکه در مذاکرات پیشین در سال ۲۰۱۱، برخی مقامات اسرائیلی صراحتاً عنوان کرده بودند که دغدغههای اصلی در مورد برنامه هستهای ایران، بیش از آنکه مربوط به گروه ۱+۵ باشد، ناظر بر نگرانیهای امنیتی اسرائیل است. در نتیجه، ایران باید با در نظر گرفتن این ابعاد، راهبرد دیپلماتیک خود را بازتعریف کند».
