آمده بودند بگویند بابی انت و امی

زمانی که به ما اطلاع دادند، قراراست به دیداررهبری برویم، قلبم به تکاپو افتاد. نمی‌دانستم باید خوشحال باشم یا همراه تک‌تک بغض‌هایم بشکنم و گریه کنم. این دیدار را یک افتخار بزرگی می‌دانستم و لحظاتی بعد وقتی یادم می‌افتاد که چرا به دیدار رهبر دعوت شده‌ام، برایم سنگین بود. سنگین بود، چون پدرم شهید امید رمضانی که سال‌ها به ما پشتیبانی از ولایت فقیه و حرمت به رهبری را آموخت، در این دیدارکنارمان نبود

زمانی که به ما اطلاع دادند، قراراست به دیداررهبری برویم، قلبم به تکاپو افتاد. نمی‌دانستم باید خوشحال باشم یا همراه تک‌تک بغض‌هایم بشکنم و گریه کنم. این دیدار را یک افتخار بزرگی می‌دانستم و لحظاتی بعد وقتی یادم می‌افتاد که چرا به دیدار رهبر دعوت شده‌ام، برایم سنگین بود. سنگین بود، چون پدرم شهید امید رمضانی که سال‌ها به ما پشتیبانی از ولایت فقیه و حرمت به رهبری را آموخت، در این دیدارکنارمان نبود

جوان آنلاین: این بارهم شهدا، بهانه دیدار ما با حضرت آقا شدند. مراسم بزرگداشت شهدای جنگ اخیر در حسینیه امام‌خمینی (ره) برگزار شد و این فرصت را به ما داد تا بار دیگر در کنار خانواده‌های محترم شهدای جنگ ۱۲‌روزه با رژیم صهیونیستی و دیگر خانواده‌های شهدا باشیم. حال‌و‌هوای این دیدار به یادماندنی با هیچ قلم و قاب دوربینی قابل روایت نیست. باید بود و از عطر معنوی شهدا و حضور نایب امام زمان (عج) بهره‌برد. باید بود و دید چشم‌های گریان و مشتاق چگونه در تکاپو و جست‌و‌جو برای دیدار نایب امام‌زمان‌شان هستند… نوشتار پیش‌رو روایتی است از آن لحظات به یاد ماندنی در کنار خانواده شهیدان جواد پور‌رجبی، محمود معززی، میلاد سعید آبادی، احمد پیرزاده و امید رمضانی؛ گلچینی از خیل شیفتگانی که آمده بودند بگویند بابی انت و امی.

 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *