
در رودبار، جادهای خاکی و پرپیچوخم ما را به تپهای رساند که باید محل دفن زباله باشد؛ اما بیشتر شبیه میدان آتش بود تا یک مرکز دفن بهداشتی. زبالهها نه دفن میشدند، نه تفکیک؛ فقط میسوختند. دود زباله چشم را میسوزاند، و شیرابهها، بیهیچ مانعی، در دل خاک فرو میرفتند.
