
یاسر قهرمانی افشار- مجموعه تلویزیونی «آقای قاضی» نهتنها یک اثر نمایشی، بلکه فضایی برای بازخوانی جایگاه قاضی در ترازوی مصلح اجتماعی است. آنچه در قسمت دوم این سریال دیدیم، تجسم عینی قضاوت عادلانه در سایه سعه صدر است؛ در این رویکرد، قانون نهتنها به مثابه هنجاری خشک و بیروح، بلکه همچون معیاری پویا و منعطف عمل میکند که برای حکمرانی شایسته و ایجاد سازش، دست قاضی را گشوده میگذارد. قاضی در این مقام، با عبور از چهره خشک و انعطافناپذیر قانون، از ظرفیتهای مغفول همان هنجارها بهره میگیرد تا به جای بسنده کردن به فصل خصومت محض، عرصهای برای تشویق به گذشت، تحکیم برادری و ترمیم پیوندهای اجتماعی فراهم آورد.
در پروندهای که در این قسمت شاهد بودیم، تعارض کلاسیک دارندگی و برازندگی و چالشهای ناشی از مفهوم چاردیواری اختیاری، زمینهای برای نمایش مدیریت بحران بود. قاضی در این سکانس، با تأسی به حدیث شریف نبوی که میفرماید: «فَلْیَعدِلْ بَینَهُم فی لَحظِهِ وإشارَتِهِ…»، تساوی در نگاه و رفتار را به عنوان نخستین سنگ بنای اعتماد عمومی به نمایش گذاشت.
او نه تنها با صبوری مثالزدنی، تماشاگر را به یاد توصیه مؤکد «لا تُمَحِّکُهُ الخُصومُ» میاندازد (که قاضی نباید در برابر جنجال طرفین از کوره در برود)، بلکه در خصوص ادعاهای پیاپی طرفین مرز صلاحیت قضایی شعبه خودش را تعریف کرد و برای ادعاهای دیگر که در صلاحیت رسیدگی خودش نبود، آنها را به مرجع دارای صلاحیت راهنمایی کرد.
