
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از عصر ایران، اگر این موضوع را برای کسی تعریف کنید که سالهاست تلویزیون نگاه نمیکند، احتمالاً شانه بالا میاندازد و میگوید: «خب که چی؟» اما همین بیتفاوتی، خودش بخشی از مشکل است. تلویزیون دیگر آنقدر برای مردم اهمیت ندارد که این موضوعات برایشان حتی توجه برانگیز نیست.بگذارید صریح بگوییم: سه سریال کمدی همزمان، نه نشانه شادابی تلویزیون است، نه نشانه خلاقیت. وقتی هر سه اثر درباره خواستگاری، ازدواج و فرزندآوری هستند، دیگر حتی نمیتوان ادعا کرد که تنوع ژانری وجود دارد، این سه سریال در واقع یک سریالاند با سه اسم متفاوت.
تلویزیون ایران سالهاست در چرخهای عجیب گیر کرده است. وقتی یک قالب جواب میدهد، همه به سراغش میروند. وقتی «پایتخت» موفق میشود، دهها سریال خانوادگی با همان فرمول ساخته میشود. وقتی کمدی اوضاع سیاسی و اجتماعی را آرام میکند، ناگهان همه شبکهها به تولید طنز روی میآورند.این دیگر برنامهریزی نیست، این واکنش است. تلویزیون به جای اینکه پیشروی کند، دنبالهرو خودش میشود.
جالب آنجاست کبا جمعیت ۸۶ میلیون نفر فعالیت میکند، اما واقعیت تلخ این است که تعداد کسانی که امروز واقعاً و از سر اشتیاق پای تلویزیون مینشینند، در مقایسه با این جمعیت، رقمی شرمآور است. با این حال، ساخت و پخش برنامهها با همان شتاب و همان حجم هزینه ادامه دارد؛ انگار نه مخاطبی رفته، نه اتفاقی افتاده.
کدام منطقی این را میپذیرد که سازمانی اینهمه هزینه کند و در عوض، محصولاتی تولید کند که بخش بزرگی از همان جامعهای که قرار است به آن خدمت کند، آنها را نادیده میگیرد؟ این دیگر نه اشتباه مدیریتی است و نه کمتجربگی، این اسراف آگاهانه است.از بس این موضوعات بدیهی، اولیه و تکراری را گوشزد کردیم ما هم خسته شدیم ولی تا در تلویزیون این روند ادامه یابد ما هم همچنان به این توضیح واضحات اصرار میورزیم.
59243
