اگر یک مراسم را از دست بدهد مضطرب میشود و شب خوابش نمیبرد. برای رسیدن به هر مراسمی که دوربین در آن باشد با تلاش و پشتکاری مثالزدنی خود را آماده میکند و به محل موردنظر میرساند. وقتی هم مقابل دوربین قرار میگیرد خوشحالی در چشمهایش موج میزند؛ دست و پایش از شوق به لرزه میافتد و به هر قیمتی شده خودش را به مرکز تصویر نزدیک میکند. چهل سال است کارش همین است؛ آقای دوربینی یکشبه به اینجا نرسیده!

حسین نمازی اول نمیدانست «دوربین فیلمبرداری» چیست. هفدهساله بود که برای اولین بار جلوی یک دستگاه نشست و وقتی شنید تصویرش را در تلویزیون پخش کردهاند، به راز آن دستگاهِ جادویی پی برد و دلش خواست باز هم جلوی آن دستگاه بنشیند تا باز هم دیده شود.
