
اقتصاد ۲۴- آقای حداد عادل گفته «کرهجنوبی با همه پیشرفتی که در صنعت و رشد اقتصادی داشته، الآن به شدت با گرفتاری [کاهش]رشد جمعیت روبهرو است و از این رو تصمیم گرفتهاند یک وزارتخانه برای رشد جمعیت خود ایجاد کنند.»
او بر همین اساس تصریح کرده است: «امروز بسیاری از کشورهای دنیا به فکر تأسیس وزارت رشد جمعیت افتادهاند. ما هم باید هر آنچه که در توان داریم در این مسیر بگذاریم که درآینده دچار این بحرانها نشویم.» به این بهانه ذکر ۱۰ نکته خالی از فایدت نیست:
۱- در سالهای اخیر مثال کرهجنوبی از تمثیلهای اصولگرایان غایب بوده و حتی متهم شدهاند که الگوی کرهشمالی را دنبال میکنند. کشوری که ارتباط چندانی با جهان ندارد و در همۀ امور قائل به خودبسندگی و بینیازی از دیگران است. آقای حدادعادل البته اگرچه در این اردوگاه قرار دارد و از نمادها و هدایتکنندگان آنان به شمار میرود، اما در انگلستان تحصیل کرده و در دانشگاه «کانت» تدریس میکند و سالها قبل ایدۀ ژاپن اسلامی را مطرح کرده بود و شاید یکی از دلایل سرکشی نواصولگرایان بر او و واکنش به تشبیه جریانهای تازه به «پاجوش» در مقابل چنارهای ریشهدار همین بود که او را عمیقاً ضدغرب و غربگرایی نمیدانند. در مثال کرۀجنوبی به جای کرۀشمالی هم میتوان نشانی از این امر یافت.
۲- اگر کرهایها به فکر تأسیس وزارت رشد جمعیت افتادهاند سالیانی قبلتر در امارات متحدۀ عربی وزارت «خوشبختی» ایجاد شد. اگر باید به ابتکار یک کشور غیرمسلمان در خاور دور توجه نشان داد و از آن الگو گرفت که وزارت «رشد جمعیت» تأسیس کرده یا در اندیشۀ آن است چرا نباید به وزارت خوشبختی در همسایگی خودمان و در کشوری اسلامی توجه نشان داد؟
۳- دلیل اصلی کاهش رشد جمعیت در ایران بهخاطر آن نیست که وزارت رشد جمعیت نداریم. چراکه اگر قرار بر حل مشکل با تأسیس وزارتخانه بود در عرصههای دیگر که الیماشاءالله وزارتخانه و ادارۀ دولتی و نهاد حاکمیتی داریم کاستی و مشکل نداشتیم و در دهه ۶۰ که چنین وزارتخانهای نداشتیم شاهد رشد جمعیت نبودیم.
واقعیت این است که سطح دانش عمومی و آگاهی مردم نسبت به حقوق اولیۀ انسانی که با ارادۀ آنها به دنیا میآید بالا رفته و بیم دارند این حقوق را میتوانند تأمین کنند یا نه. به عبارت دیگر تا ۵۰ سال پیش نگران نبودند که در معرض این پرسش قرار گیرند که چرا مرا به دنیا آوردید و چنین گفتوگویی اساساً در نمیگرفت.
در دوران مدرن، اما این پرسش اگر هم به زبان نیاید در ذهن شکل میگیرد. نکته دیگر اینکه اکنون زن و مرد با هم تصمیم میگیرند فرزند بیاورند یا نه. در دنیای ماقبل مدرن زن سنتی در این زمینه چندان تصمیمگیر نبود.
القای ترس در امور سیاسی و اجتماعی و فرهنگی برای میانهرو و مطیع کردن مردم سبب شده در فرزندآوری هم میانهرو شوند و این امر و با وام و مشوق به هر میزان حل نمیشود.
مهمتر اینکه درنگاه بخشی از مردم مشکلات اقتصادی چند فرزندی را چشیدهاند و تنها انگیزهای که میتواند آنان را به فرزندآوری تشویق و در واقع تشجیع کند، این است که آنچه را که مزیت میپندارند مزیت ندانند.
تعریف «دارایی» هم نسبت به گذشته تغییر کرده و فرزند دیگر دارایی به حساب نمیآید. ماجرا به همینها محدود نیست و، چون پیشتر در این باره ۲۰ دلیل آورده بودم تکرار نمیکنم.
۴- در پیشنهاد آقای حدادعادل به این نکته توجه نشده که یکی از ناموفقترین تجربهها در تاریخ ۴۵ سال جمهوری اسلامی تأسیس وزارتخانههای تازه بوده است.
کما اینکه اکثر قریب به اتفاق وزارتخانههای تازهتأسیس یا دوام نیاوردند یا در وزارتخانه دیگری ادغام شدند: وزارت صنایع سنگین، معادن و فلزات، برنامه و بودجه (بهعنوان وزارتخانه نه سازمان)، جهاد سازندگی، سپاه پاسداران (وزارتخانۀ آن) و تعاون تنها چند نمونه است و به ضرس قاطع میتوان گفت به جز وزارت اطلاعات هیچ وزارتخانۀ جدیدالتأسیس در جمهوری اسلامی نمانده و نپاییده است و تازه وزارت اطلاعات هم به این خاطر بود که خاطره تلخ سازمان امنیت در رژیم پهلوی تکرار نشود و یک مجتهد در رأس آن قرار گیرد و عضوی از دولت باشد.
با این پیشینه چگونه انتظار دارند وزارتخانه رشد جمعیت دوام بیاورد درحالیکه اکثر قریب به اتفاق وزارتخانههای دیگر برچیده یا ادغام شدند.
بیشتر بخوانید: نماینده قزوین: در ۵ سال آینده هر خانواده ۵ فرزند به دنیا بیاورد!
