مالک رحمتی استاندار شهید آذربایجان شرقی عصر یکشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۳ به همراه سیدابراهیم رئیسی، هشتمین رئیسجمهوری اسلامی ایران و تعدادی از همراهان در مسیر بازگشت از مراسم افتتاح سد «قیز قلعهسی» به سمت تبریز در منطقه ورزقان استان آذربایجان شرقی دچار سانحه هوایی شدند و به شهادت رسیدند
جوان آنلاین: شهید رحمتی کمی قبل از شهادت این پیام را به همکار و دوست خودش (مسئول حراست استانداری) ارسال کرده بود: «سلام و خدا قوت. به سلامتی. زیارت قبول. در مسجدالنبی بعد از زیارت رسولالله دعای مخصوص زیارت بعد از زیارت امام رضا (ع) را با توجه به معنی بخوانید و این حقیر جا مانده از زیارت خدای خود را هم دعا بفرمایید. عاقبت بخیری و شهادت برایم طلب کنید. التماس دعا.» مالک رحمتی استاندار شهید آذربایجان شرقی عصر یکشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۳ به همراه سیدابراهیم رئیسی، هشتمین رئیسجمهوری اسلامی ایران و تعدادی از همراهان در مسیر بازگشت از مراسم افتتاح سد «قیز قلعهسی» به سمت تبریز در منطقه ورزقان استان آذربایجان شرقی دچار سانحه هوایی شدند و به شهادت رسیدند. در اربعین شهدای خدمت با مشکات رحمتی، برادر شهید و همچنین سمیه رحمتی، خواهر شهید به گفتگو نشستیم که ماحصل آن را پیشرو دارید.
برادر شهید
شهید فرزند چندم خانواده، متولد چه سالی و در چه خانوادهای بودند؟ از زندگی ایشان بگویید.
آقا مالک در یک خانواده مذهبی و حسینی اول فروردین سال ۱۳۶۱ در شهرستان مراغه متولد شد. ما چهار برادر و دو خواهر هستیم. شهید، فرزند پنجم خانواده و کوچکترین فرزند پسر خانواده بود. شغل پدرم در اوایل جوانی سیمانکاری بود. بعدها در یک مسافرخانه مشغول شد. بعد از فوت صاحب مسافرخانه، مدتی آن را به صورت اجارهای اداره و پس از بازنشستگی نیز یک غذاخوری (دیزیفروشی) برای خودش دایر کرد که هنوز هم با سن ۸۸ سالگی فعالیت دارد. پدرم از دوران نوجوانی و جوانی خادم امامحسین (ع) است. چون مالک در یک خانواده مذهبی و حسینی به دنیا آمده بود، از همان دوران کودکی ارادتمند ائمه اطهار (ع) به ویژه امام رضا (ع) بود.
دوران نوجوانی شهید رحمتی چطور گذشت؟
مالک در دوران دبیرستان عضو فعال و تأثیرگذار پایگاه بسیج محله بود و مدیریت اردوهای زیارتی پایگاه را به عهده داشت. علاوه بر برنامهریزی و هدایت و مدیریت کارهای اجرایی از همان دوران نوجوانی فصاحت، بلاغت و شیوایی کلام داشت. کلاسهای اخلاقی و مباحث دینی شهید در پایگاه بسیار مؤثر و مورد توجه همه بود. چنانچه تمامی اعضا پایگاه از کوچک و بزرگ او را به عنوان امام جماعت انتخاب کرده بودند و معمولاً بعد از ۱۸ سالگی مالک، نمازهای جماعت خانواده و فامیل در هر تجمع و مجلسی که پیش میآمد به امامت او برگزار میشد.
به عنوان برادر شهید چه خاطراتی از دوران کودکیها و نوجوانیهای شهید دارید؟
ایشان از همان دوران بچگی بسیار مهربان و مؤدب و به رغم اینکه فرزند کوچک خانواده بود، ولی از همه مسئولیتپذیرتر بود. اعتماد به نفس و شجاعت خاصی داشت. بسیار متوکل و در کنار اینها بسیار متواضع و فروتن بود. علاقه و محبت خاصی به خانواده مخصوصاً به پدر و مادرمان داشت. در هر زیارتی تلاش میکرد کل اعضای خانواده، برادران و خواهران به ویژه پدر و مادر را همراه خودش کند. بسیار کریم و بخشنده بود. در زیارتها و اعیاد برای تمام اعضای خانواده و تعدادی از اقوام هدیه تهیه میکرد. در رسیدگی و کمک به مستمندان فامیل و محله جدی بود. حتی ما بعد از شهادتش متوجه شدیم که به کمک مادرم چند خانواده فقیر را در محله قدیم پدری تحت حمایت خود داشته است. در تحصیل بسیار جدی و کوشا بود. علاوه بر درسهای خودش به درس بچههای محله و فامیل نیز کمک میکرد. برایشان کلاسهای تقویتی میگذاشت و مشاوره رایگان تحصیلی میداد.
در زندگینامه شهید خواندم که از نظر علمی هم یک نخبه بود، تحصیلاتشان را در چه حدی دنبال کرده بودند؟
آقا مالک در اولین آزمون کنکور، هم در دانشگاه تهران و هم در دانشگاه امام صادق (ع) قبول شده بود که دانشگاه امامصادق (ع) را برای تحصیل انتخاب کرد و تا مقطع کارشناسی ارشد رشته حقوق و فقه و مبانی اسلامی در آن دانشگاه تحصیل کرد. مدرک دکترایش را در رشته حقوق از دانشگاه خوارزمی اخذ کرد. یک نکتهای را عرض کنم که آقا مالک از دوران نوجوانی توانایی مدیریتی و اقتصادی خوبی داشت. راهاندازی بوفه و فروشگاه مدرسه در نوجوانی و کمک به اولیای مدرسه در تهیه و توزیع اقلام مورد نیاز دانشآموزان و کمک به هزینههای مدرسه از کارهایی بود که در سن کم انجام میداد. در دوران نوجوانی به رغم سن کم و جثه کوچک خودش کارهایی انجام میداد که مورد تعجب همه بود. در سن ۱۲ سالگی زمینی را در یکی از روستاهای مراغه اجاره کرد و حبوبات کاشت. در ۱۳ سالگی حبوبات کشاورزان را خریداری و به کارخانجات بستهبندی میفروخت. در همان دوران مدرسه متوجه شدیم که برای کمک به یکی از معلمانش که مشکل تهیه مسکن داشت پول رهن داده بود. یکی دیگر از فعالیتهای شهید در دوران دبیرستان این بود که در پایگاه مقاومت شهید مدنی به همراه برادر دیگرمان صالح، عکس شهدای محله را به صورت قاب تهیه و در دیوار مسجد نصب کرده بودند. آن زمان جای دو قاب را برای دو شهید جدید خالی گذاشته بودند تا بسیجیان پایگاه برای شهادت مسابقه دهند؛ اولین قاب خالی قسمت خود شهید مالک رحمتی شد.
