آقازاده‌ای که شهرتش را نمی‌گفت تا امتیازی نداشته باشد

در آخرین روز از دی ماه سرد ۱۴۰۲، یک آدم ساده، اما عمیق از میان ما رفت! سیدمهدی طالقانی، فرزند یکی از محبوب‌ترین چهره‌های تاریخ معاصر، در سایه‌سار بلند پدر، خود را پنهان نگاه داشت و ترجیح داد که هیچ‌گاه بازیگر و نقش آفرین میدان‌ها نشود. او نه از بستگی به قدرت، نه در برخورداری از شهرت که در جانبداری از انسانیت شناخته می‌شد. در دنیایی که هرکس درپی آن است که از دیگران بیشتر بگیرد، این مرد چیزی نخواست و نگرفت

در آخرین روز از دی ماه سرد ۱۴۰۲، یک آدم ساده، اما عمیق از میان ما رفت! سیدمهدی طالقانی، فرزند یکی از محبوب‌ترین چهره‌های تاریخ معاصر، در سایه‌سار بلند پدر، خود را پنهان نگاه داشت و ترجیح داد که هیچ‌گاه بازیگر و نقش آفرین میدان‌ها نشود. او نه از بستگی به قدرت، نه در برخورداری از شهرت که در جانبداری از انسانیت شناخته می‌شد. در دنیایی که هرکس درپی آن است که از دیگران بیشتر بگیرد، این مرد چیزی نخواست و نگرفت

جوان آنلاین: زنده‌یاد سید مهدی طالقانی، فرزند مرحوم آیت‌الله سید محمود طالقانی، نه تنها یاوری وفادار و همراهی همیشگی در مسیر آرمان‌های انقلاب اسلامی بود که تجسمی از اخلاق نیک، فداکاری و فروتنی در زندگی روزمره به شمار می‌رفت. با نزدیک‌شدن به دومین سالگرد درگذشت آن فقید سعید، یادآوری منش و کارنامه او، فرصتی ارزشمند برای تأمل در ارزش‌های اخلاقی‌ای است که مبارزان انقلاب به آنها پایبند بودند. این نوشتار با تکیه بر روایاتی از زندگی و شخصیت آن زنده‌یاد، سعی دارد تا از حیات و سیره او گزارشی به دست دهد. روحش شاد و یادش گرامی‌باد.

رشد یافته در مکتب تربیتی پدر

شادروان سید مهدی طالقانی، فرزند یکی از برجسته‌ترین شخصیت‌های تاریخ معاصر ایران بود و در دوران پرفراز و نشیب مبارزه با رژیم گذشته، دریاری رساندن به پدرش مجاهد کبیر، آیت‌الله سید محمود طالقانی می‌کوشید. او نه تنها در کنار ایشان ایستاد که با استفاده از توانایی‌ها و ارتباطات خود، در سازماندهی به کوشش‌های انقلابی و جمع‌آوری کمک‌های مردمی نقش فعالی داشت. این نقش، صرفاً محدود به حمایت‌های مادی نبود، بلکه شامل همگامی، ارائه مشورت و تنظیم بخشی از فعالیت‌های مربوط به آیت‌الله در حوزه کمک‌رسانی به مردم نیز می‌شد. در ۱۲ سالگی و به هنگام رساندن یک اعلامیه به پدر در ملاقات‌های نوبه‌ای زندان، برای اولین بار دستگیر شد! حدوداً ۱۰ سال بعد نیز همراه با برادرش زنده‌یاد سید حسین طالقانی، مجدداً بازداشت و مورد ایذاء فراوان قرار گرفت. خود در این فقره نقل کرده است:

«برای آقا، فقط اصول مهم بودند. یک بار من و برادرم را به کمیته مشترک بردند ولی نتوانستند از ما حرفی بکشند. موقعی که آزادمان کردند، پیش خودمان فکر کردیم حالا پدر از دیدن ما چقدر خوشحال می‌شود! با هزار شوق و ذوق، به خانه رفتیم. آقا تا در را باز کرد، اولین سؤالی که پرسید، این بود: کسی را که لو ندادید؟ ما فهمیدیم نه زندان رفتن، نه شکنجه شدن، نه هیچ فشار دیگری، خود به خود برای آقا ارزش نیست، بلکه فقط این مهم است که مبارزین لو نروند و روند انقلاب صدمه نبیند…». با این همه او به روایت کوشش‌ها و دشواری‌هایش در دوران مبارزه کمتر رضایت می‌داد، چه اولاً اعتقاد داشت که کاری نکرده است و ثانیاً برخی کسان که از او بس فعال‌تر بودند، در واگویه رنج‌های خویش اولویت دارند. برای او افتخار فقط در ایمان به ارزش‌هایی بود که نه در شهرت و ثروت که در قلمرو عدالت‌جویی و ظلم‌ستیزی جای داشت. در یک کلام، وفاداری او به پدر، در حفظ و تداوم سنت اخلاقی و سیاسی آیت‌الله طالقانی، به ویژه در دهه‌های اخیر بسیار تأثیرگذار بود.

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *