سخنان همزمان رئیسقوه قضائیه که «با اعتمادسازی چهرهبهچهره نظر ایرانیان (متخصصان) را برای بازگشت به کشور جلب کنید» و سپس وزیر ارشاد که «معین میتواند در ایران کنسرت بدهد» و بعد وزیر گردشگری که «قرار است درها روی ایرانیان باز شود و میلیونها ایرانی با امنیت و بهراحتی وارد کشور شوند»، به چه اشاره دارد؟ آیا یعنی اتخاذ یک سیاست واحد و تصمیمگیریشده؟ لزوماً نه، اما میتواند به چنین سیاستی هم متصل شود. آیا این به معنای مقدمه یک عفو گستردهتر است؟ باز هم نه لزوماً، چون غیر از برخی دستهجات ضدانقلاب با جرائم تروریستی و برخی افراد با جرائم مالی و جنایی، کسان دیگر که شامل چند میلیون ایرانی خارج از کشور هستند، اتهامی ندارند که نیازی به عفو عمومی باشد. این اظهارات میتواند در قالب آغوش باز ماممیهن برای همه ایرانیان تعبیر شود و کسی هم در آن تردید نکرده است. هر چه هست یک سال پس از آشوبی که برخی در خارج آن را پایان نظام میدانستند و برخی در داخل خود را برای شرایط جدید آماده میکردند، اینگونه موضعگیریهای مسئولان نظام، نشانهای از اقتدار و ثبات است. عفوها یا گشایشها در زمان اقتدار صادر میشود
سخنان همزمان رئیسقوه قضائیه که «با اعتمادسازی چهرهبهچهره نظر ایرانیان (متخصصان) را برای بازگشت به کشور جلب کنید» و سپس وزیر ارشاد که «معین میتواند در ایران کنسرت بدهد» و بعد وزیر گردشگری که «قرار است درها روی ایرانیان باز شود و میلیونها ایرانی با امنیت ایران، تعهدی ندارد و حتی لجاجتهایی هم بهخرج خواهد داد. نمیخواهم از برخی فعالان سیاسی بهطور مشخص نام ببرم، اما میتوان یک دسته صدتایی از کسانی که در ایران هر روز فعالیت سیاسی- از گفته و نوشته و آمدوشد- دارند، فهرست کرد که هیچ خائن به وطنی مانند آنان حرف نمیزند و عمل نمیکند. در مقابل کسانی هستند در خارج که مواضع منطقی یا اصولی میگیرند. حال چرا اینها هستند و آنها نیستند؟!
بازمیگردم به آغاز سخن. اگر اظهارات مسئولان ایرانی و تلاش آنان برای بازگشت، مقدمه یک بازنگری در مشهورات غلط و آغازی بر یک عفو باشد، قطعاً روی اصلی آن با ایرانیان وطندوست و متخصص است که دل در گرو بازگشت و خدمت به ایران دارند و ما باید این شرایط را فراهم کنیم. اما وجه تبلیغی آن در بازگشت برخی مشاهیر بهویژه از دسته متفکران خارج از ایران است. معنای این رخداد اگر رخ دهد، قرارگرفتن ایران در قله اقتدار و اوج اطمینان به ثبات و گامنهادن در مسیر جبران برخی خطاها و یک جهش بزرگتر به سوی آینده بهتر است. قطعاً شرایط جهانی بهویژه پیروزی بزرگ ایران در اثبات و القای آموزه دیرینه خود در دروغینبودن شعارهای فرهنگی و حقوقبشری تمدن غربی، زمینهساز این تصمیم بزرگ است.
