آشنایی شوم دختر 16 ساله با رامین 40 ساله در پارتی شبانه

در حالی که «زیور» مرا با خودش به پارتی ها و میهمانی های شبانه می برد، پدرم نیز به حضور من در خانه اهمیتی نمی داد و به رفت و آمدهایم کاری نداشت، چراکه با نامادری ام سازگاری نداشتم و ...


12 فروردین 1397 – 09:23

در حالی که «زیور» مرا با خودش به پارتی ها و میهمانی های شبانه می برد، پدرم نیز به حضور من در خانه اهمیتی نمی داد و به رفت و آمدهایم کاری نداشت، چراکه با نامادری ام سازگاری نداشتم و …

آشنایی شوم دختر 16 ساله با رامین 40 ساله در پارتی شبانه

به گزارش رکنا، دختر 16 ساله که با حضور به موقع نیروهای اورژانس و مددکار اجتماعی کلانتری، از مرگ نجات یافته بود، با دستی باندپیچی شده، در حالی که اشک می ریخت، به بیان ماجرای خودکشی نافرجام خود پرداخت و به کارشناس اجتماعی کلانتری گفت: سه سال قبل وقتی مادرم را از دست دادم، دچار افسردگی شدیدی شدم، به طوری که کارم به بیمارستان روان پزشکی کشید و چندین ماه بستری شدم.

پس از آن که از بیمارستان به خانه بازگشتم، پرستاری از برادر 4 ساله و رسیدگی به امور خانه را به عهده گرفتم، چراکه پدرم از صبح تا شب مشغول کار بود. مدتی بعد از این ماجرا، پدرم با اصرار اطرافیان با زن دیگری ازدواج کرد اما من نمی توانستم با همسر پدرم کنار بیایم، به همین خاطر نیز شدم و بدین ترتیب روابط پنهانی ما ادامه یافت. اگرچه می دانستم تفاوت سنی زیادی با «رامین» دارم، اما باز هم پیشنهاد ازدواج او را قبول کردم، ولی رامین مدعی بود که پدرم با این ازدواج مخالفت می کند و ما باید قبل از آشکار شدن ماجرای خواستگاری، به طور پنهانی با یکدیگر رابطه داشته باشیم تا پدرم به این امر راضی شود. من هم خواسته او را پذیرفتم، اما پس از مدتی متوجه شدم رامین مرا فریب داده است و قصد ازدواج با مرا ندارد. او دیگر حرفی از خواستگاری هم نمی زد و مرا رها کرده بود.

غرق شدن در گرداب گناه، اعتیاد و خلاف، هر روز بیشتر آزارم می داد و در میان ناامیدی و گناه، تصمیم احمقانه ای گرفتم و با بریدن رگ دستم، می خواستم از این همه حیله و نیرنگ رها شوم، اما اکنون فهمیدم که راه را به خطا رفته ام و باید برای جبران، توبه کنم تا …

انتهای پیام

منبع : سازمان خبری فناوری اطلاعات و ارتباطات (سیتنا)

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *