
گسترش نقشه بازی: در اغلب مواقع، بازیهای مترویدوانیا نقشه های فوق العاده بزرگی دارند که در همان بخش های ابتدایی بازی، ممکن است که به بزرگی آن پی نبریم، اما هرچقدر که بیشتر به تجربه بازی می پردازیم، به مکان های بیشتری می رسیم که موجب گسترش نقشه می شود. به عنوان نمونه، بسته بودن درب و نداشتن مهارت برای گذر از یک بخش از بازی، شما را مجبور می کند تا به سایر بخش های بازی سفر کنید تا مهارت یا کلید موردنظر را پیدا کنید و حتی برای شکست دادن یک باس، قدرتمندتر شوید.
بازی درباره اکتشاف است: بازیهای مترویدوانیا بازیکن را مجبور میکنند تا برای یافتن یک شیء خاص، دنیای بازی را جستجو کند و از آن شیء برای پیشرفت در بازی استفاده کند. این کار نیازمند جستجو و سفر در مناطقی است که معمولاً بازیکن از آنها عبور نمیکند، و این باعث میشود بازی عمق بیشتری داشته باشد. از اینرو، چه به دنبال داستان بازی باشید یا قصد پیدا کردن یک آیتم خاص و کاربردی را داشته باشید، باید در دنیای پر چزئیات بازیهای مترویدوانیا به کاوش بپردازید.
داستان و طراحی مراحل با هم هماهنگ هستند: از آنجا که هر بازی مترویدوانیا مانند یک معما است و معلوم نیست که پشت هر درب بسته، چه چیزی انتظار ما را می کشد، پس یک داستان یکپارچه لازم است تا بازیکن را به ادامه بازی ترغیب کند و به لذت بازی اضافه می کند.
کاوش و آزمایش: بازیهای مترویدوانیا مناطق پنهانی دارند که به آسانی قابل دسترسی نیستند. بعضی از بازیهای مترویدوانیا مانند: Blasphmous مملو از راه مخفی های مختلفی هستند که به راحتی قابل یافتن نیستند و با مراجعه به نقشه های موجود در اینترنت متوجه می شوید که نه تنها بعضی از راه مخفی های بازی را پیدا نکرده اید، بلکه بخشی از داستان بازی نیز به واسطه کامل نشدن نقشه، از قلم افتاده اند.
ظاهر رترو؛ سنت بازیهای مترویدوانیا: با اینکه پیدایش بازی های پیکسل آرت به چند دهه گذشته بر می گردد، اما همچنان یکی از زیباترین بخش های بازی های ویدیویی است که در بازیهای مترویدوانیا نیز دیده می شود. بازی هایی مانند: Blasphemous و Axiom Verge از آن دسته بازیهای مترویدوانیا هستند که هر دو نسخه آنها با گرافیک پیکسل آرت ساخته شدند و توانستند به موفقیت دستیابند.
