
گفتوگو با کارگردان نمایش «آذرمیدخت» درباره یک اقتباس تاریخی؛
آذرمیدخت چگونه به یک انسان نمایشی تبدیل شد؟
اصفهان- نمایش تاریخی زمانی از بازسازی صرف گذشته فاصله میگیرد که بتواند از دل اسناد و روایتهای تاریخی، جهان انسانی شخصیتها را کشف کند. کارگردان و بازیگر نمایش «آذرمیدخت»، با تأکید بر اینکه تئاتر نباید کتاب تاریخ را روی صحنه تکرار کند، از فرآیند تبدیل یکی از زنان فرمانروای دوره ساسانی به شخصیتی نمایشی سخن گفت.
سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – کوروش دیباج: تئاتر تاریخی همواره در ایران با یک پرسش اساسی مواجه بوده است؛ چگونه میتوان شخصیتی متعلق به گذشته را از حصار اسناد و روایتهای تاریخی خارج کرد و به موجودیتی زنده، انسانی و قابل لمس برای مخاطب امروز تبدیل کرد؟ پاسخ به این پرسش، تنها در بازسازی لباسها، دوره تاریخی یا وقایع گذشته خلاصه نمیشود، بلکه نیازمند شناخت عمیق از شخصیت، درک موقعیت دراماتیک و یافتن نسبتی میان تاریخ و تجربه انسانی معاصر است.
نمایش آذرمیدخت به کارگردانی و بازی رادنوش مقدم، تلاشی برای مواجهه دوباره با یکی از شخصیتهای کمتر پرداختهشده تاریخ ایران است؛ زنی از دوره ساسانی که در روایتهای تاریخی، دورهای کوتاه اما پرتنش از فرمانروایی را تجربه کرد. این نمایش به جای حرکت در مسیر بازسازی صرف تاریخی، تلاش میکند از خلال یک روایت نمایشی، جهان درونی شخصیتی را بررسی کند که میان قدرت سیاسی، تنهایی، مسئولیت و تصمیمهای دشوار انسانی قرار گرفته است.
