مردم ایران- و بلکه جهان- روزنامه نمیخرند ولی روزنامه میخوانند، زیرا روزنامهنگاران اصلی که در سکوها تولید محتوا میکنند همچنان یک پایشان در روزنامه است! مردم روزنامه نمیخرند، چون خوراک خبریشان به صورت آنی، گرافیکی و تعاملی در گوشیهمراه به دستشان میرسد؛ و این رفتار، اصلاً ربطی به مشروطه، دارالخلافه یا سرمایه اجتماعی ندارد. این نتیجهی زیستن در عصر «همهجا خبر» است. کسانی که ابتدائاً با یک پیشفرض سیاسی وارد بحث علمی شوند، واضح است که «دلایل علمی» را که «مهمترین خبر» است، به اصطلاح خبرنگاران «میخورند»! مثل وقتی کسی خبر را میخورد!
جوان آنلاین: چند تن از استادان و پیشکسوتان روزنامهنگاری ایران، تصویری تلخ از وضعیت مطبوعات کشور به دست دادهاند. برخی از سخنان یا بیشتر گفتهها دربارهی ساختار روزنامهنگاری در ایران درست است! ولی بشدت ناکافی و غیردقیق و گاهی دچار سطحینگری و سیاستزدگی است. در این سطح از استادان نباید توجیهات دلایل «بحران اعتماد به روزنامهها» بوی سیاسی بدهد و از دلایل علمی دور شود.
متأسفانه در یک جناح سیاسی در ایران، حتی وقتی جلسهای به ظاهر علمی میگذارند تا بحرانها را واکاوی کنند، نمیتوانند خود را از دامی که نگاه سیاسیشان پهن کرده است، رها کنند. به همین دلیل در چند بخش اشتباهات ویرانگری را که استادان محترم در نقدها داشتند و برخی مسائل اساسی را نادیده گرفتند، بررسی میکنم.
بحث سیاسی کردید نه علمی!
استادان کلاً از کاهش اعتماد عمومی، محدودیتهای حرفهای، وابستگی اقتصادی، فشارهای امنیتی، ضعف تشکلهای صنفی، روزنامههای کمرمق و «تعداد مدیران و سردبیران بیش از خبرنگاران» به عنوان دلایل بحران سخن گفتند. یکی از حاضران (صدیقی) میگوید مردم دیگر روزنامهها را نمیخوانند و نمیخرند، چون خودشان را در آنها نمیبینند. دیگری (فرقانی) از انتقال مرجعیت رسانهای به خارج از کشور سخن میگوید و تأکید میکند که روزنامهنگاری امروز بیش از هر چیز به استقلال حرفهای، اخلاق، آموزش، استقلال اقتصادی و تشکلهای صنفی نیاز دارد.
