
در میان این مردم، هیچکس را شبیه به دیگری نمیبینم اما اندوه، همه را به هم شبیه کرده است، یکی در تهران یکی در مشهد و یکی را در کربلا که منتظر آقای شهیدشان هستند.
خبرگزاری مهر – مجله مهر؛ مریم علیبابایی: چند روزی است که در کربلاست، عکس میفرستد و پیامهای پیدر پی میدهد که دعاگوتم، نگاه کن چقدر جایت خالیست، نماز صبح حرم آقا اباعبدالله بودم صدای اذان رو میشنوی؟ مهپاشها رو میبینم به یادت میافتم، گنجشک حرم رو ببین تا اومد نشست روی فرش سبز رنگ حرم آقا انگار یاد دلتنگی تو افتادم، فیلمها و عکسهایش چند روزی است که برآشفتهام کرده، میپرسم کی برمیگردی؟ جواب میدهد نمیتوانم برگردم طاقت وداع با «آقا سید علی» برایم سخت است، چند ساعت قبل از باز شدن درهای مصلی مدام پیام میدهد، در باز شکل قبل بازنمیگردد.
و بعد، جمعیت را که میبینم میخواهم از تک تک هموطنانم خواهش کنم جمعیت زیاد منتظرند کاش آرام آرام حرکت کنید تا دیگران هم بتوانند وداع خود را از سر بگیرند، میدانم اما هیچکس احساس نمیکند این مراسم وداع تمام میشود. انگار هر کدامشان، تکهای از این وداع را با خود میخواهند با خود ببرند برای روز مبادایشان؛ تکهای که در شلوغی خیابان، در سکوت خانه، میان خبرهای روزمره و حتی سالها بعد، دوباره برای خودش یادآوری کند. بله به صراحت بگویم این وداع، آغاز دلتنگیای خواهد شد که تا سالها در قلب و روح یک ملت رخنه میکند و باقی میماند.

