صبح روز شهادتش با سید مهدی تماس گرفتم که گفت نقطه مرزی رفتهاند و امکان صحبت ندارند. بعد ارتباط ایجاد شد و سیدمهدی توانست تماس بگیرد. فرصتی شد تا با ایشان صحبت کنم. شهید گفت: «اگر خدا بخواهد انشاءالله تا شب از مأموریت بر میگردم.» رفتن ایشان همانا و آخرین دیدن ما همانا و دیدار بعدی ما با برادرم به روز قیامت موکول شد
جوان آنلاین: سردار شهید سیدمهدی موسوی سرتیم حفاظت آیتالله رئیسی، رئیسجمهور شهید کشورمان بود. موسوی به همراه تیم حفاظت شهید رئیسی برای افتتاح سد قیز قلعه سی به نواحی مرزی ایران و آذربایجان رفته بود که در راه بازگشت با سقوط بالگرد حامل رئیسی و همراهانش سیدمهدی نیز همراه این گروه به شهادت رسید. سیدمجتبی موسوی برادر شهید سیدمهدی موسوی هنوز هم بعد از گذشت یکسال از شهادت برادرش بیتاب اوست. در آستانه سالگرد شهادت شهدای خدمت گفتوگویی با این برادر شهید انجام دادیم.
آقا مهدی هنگام شهادت چند سال داشتند؟
ما در خانواده پنج پسر و سه خواهر هستیم. سید مهدی متولد ۱۵ شهریور ۱۳۵۷، فرزند سوم خانواده و پسر بزرگ خانواده بود. ایشان سه سال و سه ماه از من بزرگتر بود و خیلی رابطه صمیمانهای با هم داشتیم. سیدمهدی بزرگ و مرشد ما و چراغ مسیرمان بود. انشاءالله از این به بعد هم دستگیر ما باشد و در آن دنیا ما را شفاعت کند.
پدرتان چه شغلی داشتند؟
پدرم راننده رسمی شهرداری بود. زمانی که کرباسچی شهرداری وقت، حکم بازخرید نیروهای رسمی را داد، او را هم بازخرید کردند و ایشان به صورت نیروی قراردادی در شهرداری ماند تا سابقه بیمهاش پر و بعد هم بازنشسته شد. تا زمانی که یادم میآید پدرم همیشه سرکار بود. قبل از اینکه از خواب بیدار شویم پدرمان سرکار رفته بود و پاسی از شب هم چشمان را میبستیم و میخوابیدیم پدرمان هنوز به منزل نیامده بود. در این اواخرخیلی کم پیش میآمد قبل از اینکه ما بخوابیم موفق شویم او را ببینیم.
چطور شد آقا مهدی جذب سپاه شدند؟
آقا سید متولد شهرری و خیابان دولت آباد بود. رفت و آمد ما بیشتر در مسجد سیدالشهدا (ع)، مسجد چهارده معصوم (ع) و مسجد امام حسن مجتبی (ع) بود. در این مساجد سیدمهدی به عنوان یک بسیجی فرد شناخته شدهای بود. همه اعضای خانواده ما چه دختر و چه پسر همه با روحیه بسیجی در مساجد رشد کردیم. زمانی که در خیابان شهید مرادی زندگی میکردیم، پشت به پشت منزل ما مسجد سیدالشهدا (ع) بود و چند سال بعد هم که جابهجا شدیم باز هم منزلمان در ضلع جنوبی کوچه شهید مرادی در خیابان دولت آباد کنار مسجد چهارده معصوم (ع) قرار داشت. معمولاً بیشتر اوقات آقا سیدمهدی در مسجد به سرمیبرد و زمانی که خدمت سربازی رفت و برگشت تا جذب سپاه بشود، مدتی زمان برد. ایشان در سپاه از همان اول در بخش قضایی بود و بعد در سپاه حفاظت مشغول شد. نهایتاً هم در حفاظت شخصیتها ورود کرد. مدتی با آقای سید شمسالدین حسینی وزیر اقتصاد و دارایی همراه بود. بعد در بخش جانشین فرمانده حفاظت مشغول شد تا اینکه سه، چهار سالی حفاظت سردار جعفری را بر عهده داشت. وقتی آیتالله رئیسی میخواستند از تولیت آستان قدس رضوی به قوه قضائیه برگردند، با توجه به روحیه مردمی و لطافتی که از آقا سید مهدی شنیده بودند، ایشان را از سردار جعفری مطالبه کردند که آقا سید مهدی گفته بود اگر دستور است چشم، ولی اگر اختیاری هست ترجیح میدهم کنار شما بمانم که سردارجعفری گفتند دستور است و از آن روز سید مهدی در خدمت آقای رئیسی ماند. از زمانی که ایشان ریاست قوه قضائیه را داشتند تا زمانی که رئیسجمهور بودند سید مهدی همیشه همه جا همراه ایشان بود. حتی آسمانی شدنشان هم در کنار یکدیگر اتفاق افتاد.
