
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، عصر یکی از همین روزها خانه شهید غلامعلی صالحی پذیرای گروهی از خطبای تهرانی شده بود. خانهای در یکی از محلههای قدیمی جنوب تهران از همان کوچههای باریک و به سبک و سیاق مدلهای خانههای قدیمی که نشانی از تجمل نداشت. در همان نگاه اول سادگی خانه را نشان میداد. برای لحظهای سخت میشد باور کرد صاحب این خانه کسی بوده که نزدیک به چهل سال در بیت رهبر انقلاب حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای خدمت کرده است.
بنابر روایت فارس، «شهید غلامعلی صالحی» از خادمان قدیمی بیت بود؛ مردی که سالها در کنار رهبر شهید خدمت کرد و سرانجام در حادثه تروریستی نهم اسفندماه، در پی حمله رژیم صهیونیستی و آمریکا در کنار رهبر انقلاب به شهادت رسید.
چهارده سالِ بهشتی
زمان زیادی نگذشت تا همسر شهید از سالهای زندگی مشترکشان گفت. صدایش آرام بود، اما میان کلماتش دلتنگی موج میزد. میگفت: «همسرم آقا را خیلی دوست داشت. چند روز هم نمیتوانست از ایشان دورام امت گرفت
بعد پسر شهید باز هم از پدرش گفت؛ از مردی که برای زندگی معنوی خود برنامه داشت. تلاوت قرآن بخشی از برنامه روزانهاش بود و نماز شب را تقریباً هیچوقت ترک نمیکرد. این برنامهها در خانه، محل کار و حتی سفر هم ادامه داشت.وقتی از خانه بیرون آمدیم، هوا رو به تاریکی میرفت و کوچههای قدیمی جنوب شهر آرامتر از قبل شده بودند. خانه همان خانه ساده بود، اما حالا معنای دیگری پیدا کرده بود؛ خانه مردی که سالها بیادعا خدمت کرد و نامش کمتر شنیده شد.
شاید خیلیها غلامعلی صالحی را نمیشناختند. اما وقتی روایت زندگیاش را میشنوی، تصویر مردی شکل میگیرد که بیهیاهو در مسیری قدم زد که برایش مقدس بود؛ مسیری که پایانش هم در همان جایی رقم خورد که تمام عمر دل در گرو آن داشت و چه زیبا سرنوشتی نوشیدن شهد شهادت در کنار پیر و مرادش حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای.
