«آخرین بار کی سحر را دیدی؟»؛ بازهم داستان تکراری دختر مظلوم و خانواده سنتی!/ نقد «سوره سینما» بر آثار جشنواره فجر

قصه، قصه‌ی تکراری دختر مظلومی است که حرف پشت سرش زیاد است اما او در اوج بی گناهی دچار تعصبات خشک مذهبی/سنتی خانواده/مردم شده است.

قصه، قصه‌ی تکراری دختر مظلومی است که حرف پشت سرش زیاد است اما او در اوج بی گناهی دچار تعصبات خشک مذهبی/سنتی خانواده/مردم شده است.

سوره سینما – محسن دریالعل : داستان های پلیسی بالذات دارای کشش و جذابیت های درونی هستند و کافی است راوی، داستان را هم خوب تعریف کند تا بر جذابیت آن بیافزاید. مخاطب داستان مانند پلیس قدم به قدم به کشف حقیقت نزدیک می شود و این پژوهش و رمز گشایی ماجراست که مخاطب را با خود همراه می کند، البته باز هم باید تکرار کرد که روایت خوب لازمه این اتفاق است.

موتمن در آخرین اثرش دست روی داستانی پلیسی- جنایی گذاشته است تا بعد از چند فیلم ضعیف اینبار فیلمی سر و شکل‌دار را به مخاطب ارائه کند، او با اینکه بستر اصلی داستان را از فیلم «زندگی با چشمان بسته» رسول صدرعاملی کپی کرده است اما پرداخت پرجزییات و روایت پلیسی‌تر و یک دست‌تر فیلمش کار را شاخص‌تر از فیلم ضعیف «زندگی با چشمان بسته» کرده است.

منبع  : سوره سینما

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *