تاریخ سرزمین بین النهرین (عراق کنونی) که مهد تمدنهای توحیدی و مرکز حضور انبیای الهی بوده، به مرکز تمدن بابل و قانون حمورابی و آثار مربوط به نمرود و پادشاهان ظالم و مشرک تبدیل شده است! یعنی تاریخی برای آنها نگاشته شده که در آن به وجود برج نمرود اشاره میشود، اما از حضرت ابراهیم (ع) و رویارویی وی و پیروانش با نمرود حرفی به میان نمیآید!
جوان آنلاین: خداوند در قرآن، بیان تاریخ را برای عبرت آموزی آدمیان، همچنین دستاویزی برای شناخت حق از باطل و الگوگیری از اولیای الله معرفی میکند. دلیلی که در کلام حضرات معصومین (ع) نیز به شکلی مشابه بیان شده است. اما متأسفانه امروز به دلیل فعالیت مستمر و پرحجم مورخان استعماری و دهری، تاریخ نگاری در کشورهایی که مدتی مستعمره و متأثر از فرهنگ غرب بودهاند، به مجموعه قضایایی که تبلور دهنده قدرت و قلمرو سلطه و حکومت پادشاهان عمدتاً مشرک و ظالم است، تقلیل یافته است. تاریخی که در آن لشکرکشیها، قدرت طلبیها، ظلمها و انحرافات عقیدتی پادشاهان، توجیه میشود و به زیر سؤال نمیرود! در مقابل خبری نیز از جریان مقابل آنان، لشکر موحدان و رویارویی ایشان با جریان ظلم و باطل دیده نمیشود. از آنجا که سالهاست این مسئله دغدغه ذهنی نویسنده این سطور است، در سفر اربعین امسال از این منظر به کشور عراق و هویت تاریخی مردمانش نگاه کرده و آن را مورد کنکاش قرار داده است. بخشی از حاصل این دغدغه و نگاه جستوجوگر را در مقال پیآمده میخوانید. امید آنکه تاریخ پژوهان و عموم علاقهمندان را مفید و مقبول افتد.
عراق؛ سرزمین انبیا یا سرزمین بتپرستان؟
کشور عراق مانند بسیاری از کشورهایی که سالیان طولانی را در زیر سلطه استعمار گذرانده، با ایجاد کژتابی و انحرافات در بخش هویت تاریخی ازسوی استعمارگران انگلیسی مواجه شده است. مسیر انحرافیای که در آن تاریخ نگاران استعمارگر با حذف مبدأ تاریخ نگاری از هبوط حضرت آدم (ع) بر زمین و تاریخ انبیا، تاریخی موهوم و بیریشه از پادشاهان مشرک و ظالم، یا جمعیتهای انسانی مشرک و کافر را جایگزین آن کردهاند. در این نوع از تاریخ نگاری، حضور و مسیر حرکت و عملکرد انبیای الهی (ع) به بهانه داستانگونه و دینی بودن حذف شده و به جای آن با تکیه بر آثار باستانی که نماد شرک و کفر است، برای مردمان سرزمینهای مختلف و به ویژه مردمان سرزمینهای اسلامی، تاریخسازی کردهاند!
چنانچه تاریخ سرزمین بین النهرین (عراق کنونی) که مهد تمدنهای توحیدی و مرکز حضور انبیای الهی بوده، به ناگاه به مرکز تمدن بابل و قانون حمورابی و آثار مربوط به نمرود و پادشاهان ظالم و مشرک تبدیل شده است. یعنی تاریخی برای آنها نگاشته شده که در آن به وجود کاخ و برج نمرود اشاره میشود، اما از وجود حضرت ابراهیم (ع) و رویارویی وی و پیروانش با شرک و ظلم نمرود حرفی به میان نمیآید! یا مثلاً تزئینات کاخ بختالنصر اول و دوم در موزهها به نمایش گذاشته میشود، اما از ارتباط انبیای الهی، چون حزقیل و دانیال نبی (ع) با بختالنصرها و حتی هدایت بختالنصر دوم در آن، چیزی بیان نمیشود. موزههای بغداد و بصره با انبوهی از بتها، نمادهای شرک، آثار مربوط به زیگوراتها (معابد بتپرستی) شکل گرفته (گرچه بسیاری از همان آثار را هم امریکاییها در جریان حمله و اشغال عراق به غارت بردهاند)، اما در آن موزهها، کمترین نشانهای از وجود حداقل ۷ هزارسال تاریخ توحید و حضور انبیای الهی و تمدنسازی ایشان در آن منطقه دیده نمیشود! جالب است که آثار شهرهای باستانی آشور (نزدیک موصل)، «شهر کالح یا خرائب نمرود»، «شهر حضر»، «شهر باستانی بابل» و… در موزههای عراق سرشار از نمادهای بت پرستی و شرک است، اما برپاکنندگان این موزهها هیچ لزومی ندیدهاند که از آثار باستانی توحیدی که به وفور در کشور عراق یافت میشود، نمادی در بخشهای مختلف موزه قرار دهند و آنها را نیز به مخاطبین خویش بنمایانند.
