دو ماه پس از آتشبس میان ایران و اسرائیل، ادامه اختلال GPS نشان میدهد که بحران هنوز تمام نشده است. زیان تحمیل شده روزانه میلیاردی بر کسبوکارها، همراه با فشار روانی و اجتماعی بر مردم، تصویر روشنی از هزینههای پنهان سیاستهای امنیتی بدون پشتوانه دیپلماسی ارائه میدهد. برای کشوری که همزمان با تحریمها و رکود اقتصادی مواجه است، چنین هزینههایی میتواند به مرور توان تابآوری جامعه و اقتصاد را کاهش دهد و پرسش کلیدی این است که آیا امنیتی که زندگی عادی مردم را مختل میکند، پایدار خواهد بود؟ یا زمان آن رسیده که تصمیمات سیاسی و دیپلماتیک جایگزین استمرار فضای جنگی شوند؟
دو ماه از آتشبس شکننده میان ایران و اسرائیل میگذرد. توپ و تانک دیگر در میدان نیست، اما زندگی روزمره ایرانیان همچنان نشانههای یک وضعیت جنگی را با خود حمل میکند.
یکی از مهمترین این نشانهها، اختلال گسترده در سامانههای موقعیتیاب (GPS) است؛ اختلالی که ابتدا همزمان با روزهای جنگ ۱۲روزه آغاز شد و هنوز ادامه دارد. این وضعیت نیز در حالی رخ میدهد که هر چند بارها تحلیلگران درباره برقراری آتشبسی شکننده هشدار دادند، اما در مقابل مقامات از «بازگشت شرایط به حالت عادی» سخن گفتهاند و رسانههای دولتی نیز سعی دارند تصویری از آرامش و ثبات ارائه دهند.
