آتش‌بسی که فقط اسمش آتش‌بس بود؛ چرا توافق تهران و واشنگتن روی کاغذ ماند و در میدان دوام نیاورد؟

در خاورمیانه بعضی واژه‌ها خیلی زود پیر می‌شوند؛ آن‌قدر زود که هنوز جوهرشان خشک نشده، بوی سوختگی می‌گیرند. «آتش‌بس» میان ایران و آمریکا هم در همین چند هفته گذشته از همان واژه‌ها بود؛ کلمه‌ای که قرار بود صدای انفجار را کم کند، نفتکش‌ها را دوباره به هرمز برگرداند، بازار انرژی را آرام کند و برای چند هفته هم که شده، میدان را از لبه یک جنگ بزرگ‌تر دور نگه دارد.

در خاورمیانه بعضی واژه‌ها خیلی زود پیر می‌شوند؛ آن‌قدر زود که هنوز جوهرشان خشک نشده، بوی سوختگی می‌گیرند. «آتش‌بس» میان ایران و آمریکا هم در همین چند هفته گذشته از همان واژه‌ها بود؛ کلمه‌ای که قرار بود صدای انفجار را کم کند، نفتکش‌ها را دوباره به هرمز برگرداند، بازار انرژی را آرام کند و برای چند هفته هم که شده، میدان را از لبه یک جنگ بزرگ‌تر دور نگه دارد.

 
 
به گزارش تابناک؛ اگر بخواهیم بفهمیم چرا این آتش‌بس دوام نیاورد، باید اول از خودِ واژه آتش‌بس فاصله بگیریم. آنچه میان تهران و واشنگتن در هفته‌های اخیر شکل گرفت، بیشتر از آنکه یک صلح موقت کلاسیک باشد، یک توافق مشروط برای مدیریت بحران بود؛ توافقی که نه بر پایه اعتماد شکل گرفته بود، نه بر پایه حل ریشه‌ای اختلافات، نه حتی بر پایه تعریف روشن از خطوط قرمز. هر دو طرف چیزی می‌خواستند و در ازای آن چیزی را موقتاً عقب کشیدند. آمریکا می‌خواست عبور کشتی‌ها از هرمز به وضعیت قبل از جنگ برگردد، بازار انرژی آرام شود و فضای لازم برای فشار دیپلماتیک روی برنامه هسته‌ای ایراناما هرمز فقط یک مسیر کشتیرانی نبود؛ مهم‌ترین اهرم بازدارندگی بود. تهران از دل همان جنگ و فشار فهمیده بود که اگر قرار است در برابر آمریکا چیزی روی میز داشته باشد، یکی از اصلی‌ترین کارت‌هایش همین آبراه است؛ بنابراین از همان لحظه‌ای که توافق امضا شد، تناقض درون آن روشن بود: آمریکا می‌خواست هرمز «عادی» شود، ایران می‌خواست هرمز همچنان «اهرم» بماند.

منبع: تابناک

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *