نویسنده: نرگس رضایی
زایندهرود، شاهرگ حیاتی فلات مرکزی ایران، امروز به نمادی از تنش میان توسعه، عدالت، و محیط زیست تبدیل شده است. این رود ۴۰۰ کیلومتری که روزگاری تالاب گاوخونی را سیراب میکرد، اکنون در پاییندست به بستری خشک و صحنهای از اعتراضات اجتماعی بدل شده است. بحران آب در این حوضه تنها یک مسئله فنی نیست؛ بلکه آزمونی است برای سنجش توانایی مدیریت منابع مشترک در شرایط پیچیده سیاسی، اقتصادی، و اقلیمی. در این مقاله، با بررسی ابعاد تاریخی، اجتماعی، و فنی، به دنبال پاسخ به این پرسش هستیم: توزیع عادلانه آب در حوضه زایندهرود چه چالشهایی دارد و راهکارهای ممکن چیست؟
زایندهرود، شاهرگ حیاتی فلات مرکزی ایران، امروز به نمادی از تنش میان توسعه، عدالت، و محیط زیست تبدیل شده است. این رود ۴۰۰ کیلومتری که روزگاری تالاب گاوخونی را سیراب میکرد، اکنون در پاییندست به بستری خشک و صحنهای از اعتراضات اجتماعی بدل شده است. بحران آب در این حوضه تنها یک مسئله فنی نیست؛ بلکه آزمونی است برای سنجش توانایی مدیریت منابع مشترک در شرایط پیچیده سیاسی، اقتصادی، و اقلیمی. در این مقاله، با بررسی ابعاد تاریخی، اجتماعی، و فنی، به دنبال پاسخ به این پرسش هستیم: توزیع عادلانه آب در حوضه زایندهرود چه چالشهایی دارد و راهکارهای ممکن چیست؟
