نقد فیلم The Last House | باران، هیولا و یک خانواده
تصورش سخت است که لوئی لتریر، کارگردانی که با «ترانسپورتر»، «هالک شگفتانگیز» و «فست ایکس» به یکی از پرانرژیترین کارگردانان اکشن دو دهه اخیر بدل شده، روزی سراغ یک فیلم جمعوجور و خانوادهمحور برود. او که در کارنامهاش کمتر نشانی از سینمای آرام و درونگرا دیده میشود، این بار با «آخرین خانه» به سراغ یک تریلر علمیتخیلی کلاستروفوبیک رفته که بیش از آنکه به انفجار و تعقیبوگریز شبیه باشد، به حالوهوای آثار کلاسیک شرکت آمبلین و سینمای استیون اسپیلبرگ پهلو میزند. خود لتریر در مصاحبههایش به این نکته اشاره کرده که «آخرین خانه» را با الهام از همان جادوی اسپیلبرگی ساخته است؛ همان فضایی که در آن خانوادههای معمولی حومهنشین با تهدیدی خارقالعاده روبهرو میشوند و بقایشان به عشق، ایمان و همبستگی گره میخورد. نتیجه اما فیلمی است که اگرچه در نیمه نخست به این وعده وفادار میماند، در نیمه دوم چنان در دام ژانر وحشت هیولایی گرفتار میشود که ردپای آن جادوی اولیه کمرنگ میشود. با این حال، «آخرین خانه» به لطف بازیهای درخشان واگنر مورا و گرتا لی، فضاسازی نفسگیر و چند ایده بکر، اثری است که ارزش تماشا و بحث دارد.
