برچسب gasf

سیدالأسَرایی که به زندانبانش می‌گفت شکنجه‌ام بده!

سید تشکر کرد. خوش‌حال بود. می‌دانست که می‌تواند تا آخرین اسیر اینجا بماند. با خنده دستش را به شانه لرزان فرمانده کشید: «شکنجه‌ام بده!» فرمانده لرزید و خودش را عقب کشید: «تو چه می‌گویی سید؟ حالت خوب است؟ رو به راهی برادر؟!» سید با یقین خندید و سر تکان داد.