با گذشت چند ماه از آغاز به کار دولت وفاق، اصرار بر پیوستن به FATF و تصویب کنوانسیونهای CFT و پالرمو به یکی از محورهای اصلی سیاستگذاری اقتصادی و دیپلماتیک آن تبدیل شده است. این در حالی است که تجربه تلخ برجام و تداوم تحریمهای بانکی پس از آن، بسیاری را نسبت به اثربخشی این مسیر دچار تردید کرده است.
اظهارات مکرر آمریکاییها نشان میدهد که FATF ابزار افزایش دقت تحریمهای مالی آمریکا است و ادعای دسترسی آمریکا به همه اطلاعات حتی بدون بسترهای موجود در FATF، ادعای غلطی است که توسط موافقین تصویب پالرمو و CFT مطرح میشود. یکی از دلایل شکست دولت بایدن در تحریم نفتی ایران، عدم تکمیل پازل تحریمی آمریکا به واسطه FATF بود.
رئیس مجلس شورای اسلامی با یادآوری تصویب لوایح مربوط به FATF در مجلس دهم گفت: مجمع تشخیص مصلحت نظام لوایح پالرمو و CFT را بررسی میکند که بررسی این لوایح هم هیچ ربطی به مجلس ندارد، چون این لوایح در مجلس دهم تصویب شده و عملاً مجلس دوازدهم نمیتواند به این مسئله ورود کند.
به نظر میآید آنچه که امروز باعث شده تا دولت و تیم اقتصادی و حقوقی آن پیگیر برگشت این کنوانسیون ها به مجمع تشخیص مصلحت نظام باشند، بازی رسانه ای دولت برای درگیر کردن ذهن مردم به موضوعات حاشیهای نظیر FATF، بجای کارآمد سازی تیم اقتصادی در راستای مهار تورم و نرخ ارز است.
در شرایط فعلی که کشور عزیزمان با چالشهای متعددی در عرصههای اقتصادی و بینالمللی در زمینه ظلم تحریمها روبهرو است، موضوع همکاری یا عدم همکاری با گروه ویژه اقدام مالی (FATF) به یکی از مسائل بسیار حیاتی و مورد بحث در حوزه سیاستگذاری اقتصادی و امنیت ملی تبدیل شده است.
FATF نامی آشنا در عرصه سیاست و اقتصاد ایران که میان حمایت و مخالفت گرفتار شده است؛ اما آیا این نهاد بینالمللی کلید حل مشکلات اقتصادی است یا ابزاری برای اعمال محدودیتهای جدید؟