برچسب یکتا ناصر

آشوب 1396

این فیلم داستان زندگی جوانی است که با نام مستعار آشوب در کافه‌های لاله‌زار خوانندگی می‌کند. آشوب‌های تاریخی و واقعی دهه ۱۳۲۰ باعث به وجود آمدن اتفاقاتی در زندگی آشوب می‌شود

چند قدم نزدیکتر 1387

این مجموعه داستان دختری به نام سمیرا است که برای بدرقه برادرش به عمره دانشجویی به ایران بازمی‌گردد. اما هنگام رساندن او به فرودگاه تصادف می‌کند. برادر به کما می‌رود و…

آخرین روز سال 1391

فیلم "آخرین روز سال" در خصوص زندگی کارگری است که در منازل مختلفی کار می کند و روز آخر سال اتفاقی برای او می افتد که سبب تغییراتی در زندگیش می شود.

شب طلایی 1400

در خانهٔ مادربزرگ، همه خانواده دور هم جمع شده‌اند تا جشن تولدی برای مادربزرگ بگیرند. همه چیز خوب پیش می‌رود تا اینکه داماد خانواده که به دلیل سفر در این مهمانی حضور نداشته سرزده می‌رسد و شمش طلایش را می‌خواهد که چندین وقت قبل به امانت در خانه مادربزرگ گذاشته بوده‌است. با یک گشتن ساده متوجه نبود شمش طلا می‌شوند. این ماجرا آغازگر تنشی بزرگ در بین اعضای خانواده است. تمام افرادی که حضور دارند انگیزه‌هایی برای برداشتن شمش طلا دارند و به مرور بحران پیچیده‌تر می‌شود.

بهشت منتظر می ماند 1385

فيلم "بهشت منتظر مي ماند" اثري ماورايي و معنايي است كه به موضوع دفاع مقدس مي پردازد. داستان اين فيلم درباره يكي از بازماندگان جنگ است كه خاطرات دوران دفاع مقدس را با خود مرور مي كند و در عين حال مي كوشد تا شرايط ذهني خود را با موقعيت هاي امروز جامعه هماهنگ كند.

بلندترین شب سال 1389

"بلندترین شب سال" داستان رحیم یک پسر روستایی است که به انگیزه شرکت در یک آزمون استخدامی، شب یلدا از تبریز به تهران می‌آید، تقدیر به گونه‌ای رقم می‌خورد او شب را در خیابان به صبح برساند و...

لبه تاریکی 1384

لبه تاریکی داستان مردی به نام ناصر را روایت می‌کند که به خاطر اعتیادش از محل کارش اخراج می‌شود و همین دلیلی می‌شود که به دوستان قدیمی اش روی بیاورد که در کار قاچاق مواد مخدر هستند. نادر رئیس این باند است که به ناصر پیشنهاد پخش مواد مخدر در سطح شهر می‌دهد، اما ناصر از آنجا که مجبور است این مواد را بین جوانان و نوجوانان پخش کند از این کار سر باز می‌زند. از سویی نادر دلباخته زهرا دختر ناصر است و با بهانه بیمار بودن همسرش به زهرا ابراز علاقه‌مندی می‌کند. زهرا اما نمی‌پذیرد و پس از گرفتار شدن پدرش به ناچار به پسرعمه خود «امیر» که یک افسر پلیس است رو می‌آورد. امیر نیز به زهرا علاقه دارد، اما بخاطر آنکه یک بار از او جواب منفی شنیده، درخواست خود را مطرح نمی‌کند. نادر تلاش می‌کند از طریق فریب دادن مریم، دوست زهرا به خواسته خود برسد اما…