برچسب یوسف صفری بختیاری

آنجا 1397

عزیز که دکتر میباشد به همراه همسرش(نگار) برای گذراندن دوران طرح خود به روستایی میروند. زن علاقه ای به ماندن در جای دورافتاده ندارد. علیمردان روستایی که با ماشین خود دکتر را به روستا میبرد تا فرهاد که پیرمردی در روستا میباشد را ملاقات کند. در راه ماشین علیمردان خراب میشود و مجبور میشوند از مسیر صعب العبوری گذر کنند. به سختی از مسیر عبور میکنند و به روستا میرسند. پس از معاینه فرهاد توسط دکتر، مشخص میشود که او برای درمان باید به شهر بروند. علیمردان به همراه سیاوش(مرد روستایی) با تراکتور به سمت ماشین میروند تا ماشین را تعمیر کنند تا به شهر بروند. از قضا زن علیمردان حامله است. وقتی با ماشین برمیگردند متوجه میشوند وقت زایمان زن علیمردان است. زن علیمردان را سوار ماشین میکنند ولی ماشین در راه داخل رودخانه گیر میکند. درد زایمان بالا گرفته و دکتر اعلام میکند مادر دیگر دوام نمیارد و باید بچه را نگه داشت. علیمردان این درد را باور نمیکند و پس از مرگ زنش دیوانه وار به سمت جنگل میرود. زن و مرد دکتر به تنهایی از آب عبور میکنند تا به شهر بروند

خورشید 1398

علي کودک کاري است که در يک اوراقي لاستيک کار مي‌کند و مادرش هم به خاطر مشکلات رواني در بيمارستان بستري شده است. او که وضع مالي چندان خوبي ندارد توسط يکي از هم‌محلي‌هاي خود از وجود يک گنج در زيرزمين مدرسه آگاه مي‌شود و تصميم مي‌گيرد با دوستان خود در يک ماجراجويي تازه به سراغ اين گنج برود.

محمد رسول الله(ص) 1393

داستان از سال 10بعثت محمد و زماني که مسلمانان در تحريم اقتصادي هستند شروع مي‌شود. ابوسفيان با بازي داريوش فرهنگ از ابوطالب که پير است مي‌خواهد که به محمد بگويد که خدا را در دلش نگه دارد. ابوطالب به اتاق نبي اسلام مي‌رود و پيامبر در حال نماز خواندن است و بعد از سوره توحيد سوره فيل را مي‌خواند و سپس در يک فلش‌بک که اکثر فيلم را شامل شده به سال عام الفيل و تولد پيامبر و دوران کودکي وي از زبان خود ابوطالب به عنوان راوي فيلم مي‌رود. در سال عام الفيل، ابرهه يکي از سرداران لشکر حبشه به دستور پادشاه اين سرزمين به مکه لشکرکشي مي‌کند تا کعبه را از بين ببرد. ابرهه به وسيله چندين هزار نفر با فيل، اسب و تجهيزات جنگي فراوان به سوي شهر مکه مي‌آيند ولي در نزديکي مکه که حريم مکه به شمار مي‌رود، فيل‌ها به جلو پيش نمي‌روند و تعداد بسيار زيادي پرنده به نام ابابيل در حالي که سنگ‌هايي در ميان نوک خود دارند، بر سر ارتش ابرهه فرو مي‌ريزند و همه را از بين مي‌برند. پس از پايان فلش‌بک، داستان دو مرتبه به سال ده بعثت و اوضاع بد مسلمانان تحريم شده ساکن در بيرون مکه برمي‌گردد و در ادامه روايت نمايان شدن قرارداد تحريم‌ها عليه مسلمانان خورده شده توسط موريانه‌ها به تصوير کشيده مي‌شود. فيلم محمد از محاصره مسلمانان در شعب ابي‌طالب آغاز مي‌شود و به پيش از ميلاد پيامبر اسلام بازمي‌گردد. صحنه‌هاي درگذشت مادر محمد در روستاي ابواء و صحنه‌هاي مربوط به دوران شيرخوارگي و خردسالي پيامبر در روستاي سعديه هم از ديگر بخش‌هاي فيلم است. فيلم محمد با اولين سفر پيامبر به شام و رسيدن به صومعه بحيرا به پايان مي‌رسد. «بحيرا» راهبي مسيحي است که درباره ظهور آخرين پيامبر به ابوطالب بشارت مي‌دهد

اسرافیل 1395

درست در هنگامی که «ماهی» داغدار مرگ پسرش است، عشق دوران نوجوانی اش از سفری طولانی بازمی گردد و ماجرای رسوایی بیست سال پیش زنده می شود...