استخوان سوز 1405
حسن نوجوانی است که سعی دارد کشتی به گل نشسته پدرش را احیا کند.
پسر بچه ای که از پول پدر و مادرش بر می دارد و خرج می کند و وقتی پدر و مادر به آن پول احتیاج دارند پسر به تکاپو می افتد که پول را تهیه کند وسر جایش بگذارد.
رقص روی یخ روایتگر جوانی به نام رحمان است که در کارخانه تولید یخ مشغول به کار است. رحمان نذر دارد که هر ساله در روز عاشورا در روستای زادگاهش سقای کند. تنها چند روز تا عاشورا باقیست ولی صاحب کارخانه دستمزد رحمان را پرداخت نمیکند تا رحمان نتواند به مرخصی رفته و روز عاشورا به کارش در کارخانه ادامه دهد. رحمان که به دستمزدش برای امرار معاش خانواده اش نیاز دارد روی رفتن به خانه را ندارد مجبور میشود علیرغم میل باطنی اش در کارگاه بماند تا اینکه شب عاشورا فرا رسیده و رحمان تصمیمش را گرفته و چمدانش را بسته و از در کارگاه بیرون میرود که به ناگه لولهای انتقال اب به مخزن کارخانه میترکد اب فواره میزند رحمان بین رفتن و ماندن دو دل است و …
داستان این فیلم درباره پدر و پسري از روستايي دور دست است كه به تهران مهاجرت كردهاند. پدر زندگي در تهران را بر نميتابد و همين موجب اختلافاتي بين او و پسرش شده است غافل از اينكه پسر براي زندگي در تهران دلايلي غير از جذابيتهاي يك شهر مدرن دارد.
این فیلم درباره فرخ و منیر زوج سالخورده ای است که 30 سال در ایستگاهی دور افتاده سوزنبان قطارند. منیر آرزوی زیارت حضرت معصومه (س) را دارد اما تا بحال نتوانسته همسرش را تنها بگذارد تا این که خوابی می بیند.
داستان «مسير آسمان» درباره كارگری است كه در بخش خدمات فرودگاه حجاج كار میكند و قرار است به سفر حج برود. داستان سفر وی با دو خانواده ديگر گره میخورد و ....
قصه فیلم «نزدیکتر بیا» روایتگر داستان زندگی سربازیست که در پاسگاهی واقع در شمال کشور خدمت میکند. وی شیفته دختری به نام حیران میشود که در روستای مجاور پاسگاه زندگی میکند و معلم مدرسهای در نزدیکی پاسگاه است و…