چه عاملی سلمان را از صحابی معمولی به خویشاوند خاندان رسالت ارتقا داد؟
سلمان به چنان طهارت روحی دست یافته بود که طبق روایات شیعه، در طول زندگی طولانیاش هرگز به غیر از خدای یگانه سجده نکرد و همواره محرم اسرار الهی و علوم نبوی و علوی بود.
سلمان به چنان طهارت روحی دست یافته بود که طبق روایات شیعه، در طول زندگی طولانیاش هرگز به غیر از خدای یگانه سجده نکرد و همواره محرم اسرار الهی و علوم نبوی و علوی بود.
یوجین مایکل جونز سردبیر مجله «جنگهای فرهنگی» به نقل از یکی از دستاندرکاران این صنعت متذکر شد در کل دهه ۱۹۸۰، یعنی دهه اوجگیری فیلمهای مستهجن، بازیگران مرد عمدتاً از خانوادههای یهودی سکولار، و بازیگران زن، دانشجویان مدارس روزانه کاتولیک رُمی بودند.
ممدانی گفته بود: «خداوند در قرآن میفرماید اگر یک انسان را نجات دهی، گویی تمام بشریت را نجات دادهای. من این آیه را راهنمای خود در خدمت به مردم قرار میدهم.»
«تلفنهای همراه کوشر /حلال» که فاقد دسترسی به اینترنت، انتقال ویدئو یا خدمات پیامرسان هستند، تنها وسیله ارتباطی جامعه حریدی است و زبان حریدیِ معطوف به ترکیب زبانهای عبری اسرائیل و ییدیشی خاصِ جوامعِ یهودیانِ اشکنازی اروپای شرقی و مرکزی با زبان بدن (هابیتوس) با انتقال پیامهای آشکار و پنهان، مباحث ارتباطیشان را تکمیل میکند. و البته این همه تحریمهای حریدی نیست.
اما جایی که هویت کارفرمایان خطیبی، بهصورت کاملا جیغگونه فریاد کشیده میشود، آنجاست که شیوه زندگی یهودیان جنگ جهانی دوم را تبلیغ میکند! بله خندهدار است چون اینکاریکاتورها فقط در رمانها و فیلمهای هالیوودی جواب میدهند و نمونه واقعی ندارند. حالا هم تصور اینکه بعضی از آشنایان و شوهرعمهها بخواند در کمد و انباری و پستوی خانه زندگی کنند و با خودشان مواد خوراکی را مخفی کنند، خندهدار است.
روانشناس مهربان و جوانمرد آمریکایی حاضر میشود نامه گورینگ را برای همسر و دخترش ببرد. همسر و دختر گورینگ هم متحیر از جوانمردی دشمن، اول مات و مبهوت و بعد با تحسین او را نگاه میکنند. دختر گورینگ هم خود را در بغل مرد آمریکایی انداخته و او را بهعنوان دوست بابا در آغوش میکشد. وقتی هم ماموریت انسانیاش در خانه مخفی همسر گورینگ تمام میشود و میخواهد برود، زن از او میخواهد نامهاش را به شوهرش برساند. ایبابا! حالا روانشناس قصه چه کند؟