هتل بسیار بسیار عجیب 1404
این مجموعه داستان چهار کودک را روایت میکند که هتلی عجیب را مدیریت کرده و میزبان شخصیتهای علمی و فرهنگی هستند.
این مجموعه داستان چهار کودک را روایت میکند که هتلی عجیب را مدیریت کرده و میزبان شخصیتهای علمی و فرهنگی هستند.
داستان فیلم درباره دختری است که به دلیل قضاوت اشتباه یک قاضی، در صدد انتقام از پسر او بر میآید و در این مسیر اتفاقاتی روی میدهد.
مونا دانشجوی پزشکی است و در تهران تنها زندگی میکند. اتفاقاتی برای او پیش میآید که گویا از طرف پسر جوانی است که زیرکانه و بدون باقی گذاشتن ردی از خود، برای او ایجاد مزاحمت میکند. این مسئله کمکم جدی میشود و نگرانیهایی را برای او و دوستش هاله به وجود میآورد. پای پلیس به ماجرا باز میشود اما باز هم اتفاقات مشکوک ادامه پیدا میکند، تا این که سرنخهایی پیدا میشود و…
معلمی به نام علی بهاریان و با نام هنری سهراب بهاریان در رشته نمایشنامهنویسی تحصیل کرده و حالا پس از سالها بیکاری به تازگی در یک مدرسه به عنوان معلم ادبیات مشغول به کار شدهاست.
فیلم ملاقات با جادوگر، داستان دو آقازاده است که یکی ساده لوح و دیگری زرنگ است و سعی میکند با معاملههای کلان ثروتش را بیشتر کند، در حالی که آقازاده سادهتر درباره زندگیاش خیالپردازی میکند.
این مجموعه به بررسی تاریخ سیاسی-اجتماعی ایران از سال۱۳٢١ تا پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ ایران در بستر زندگی یک پسربچه میپردازد که در قالب سه فصل برای پخش آماده شدهاست. در فصل اول سریال، کودکی رهی که شخصیت اصلی سرزمین کهن است به تصویر کشیده میشود، که نقش او را علی شادمان بازی میکند. رهی بعد از بمباران دهکده محل سکونتشان توسط نیروهای متفقین، از زیر آوار بیرون کشیده میشود. رهی پس از چند روز مراقبت توسط مادرش راهی تهران میشود. سالها بعد او در یک خانواده تودهای بزرگ میشود، اما بر اثر به وقوع پیوستن ماجراهایی او به یک خانواده درباری سپرده میشود. در این خانواده است که او رفته رفته به هویت خود پی میبرد. همین باعث میشود به یک خانواده دیگر که مذهبی هستند، سپرده شود، اما این پایان ماجراهای او و اطرافیانش نیست.
مهتاب برای یافتن ردی از داوود مرادی که آخرین فرد مرتبط با خواهرش مریم، پیش از خواب طولانی مدتش بوده به محل زندگی داود میرود تا پاسخی برای سوالاتش پیدا کند…
اپيزود اول (نفس): درباره زني است که با آزاد شدن شوهرش از زندان مجبور است دخترش را که سالها پيش به سپيده واگذار کرده پس بگيرد.
اپيزود دوم(مرا بشنو): درباره نرگس دختر ناشنواي پانزده ساله اي است که نوجواني موفق ومورد توجه همه است.اما پدرش قصد دارد او را به اجبار به عقد عليرضا درآورد و اين ازدواج اجباري به معني فرو ريختن کاخ آرزوهاي نرگس است.
اپيزود سوم (بن بست): داستان درباره جليل، نوجوان 15 سالهاي است که پس از سه سال زندان بودن از کانون اصلاح و تربيت آزاد ميشود اما نميتواند ردي از مادرش که خود را از او مخفي ميکند، بيابد.