برچسب یدالله شادمانی

آذر شهدخت پرویز و دیگران 1392

بازيگري معروف (مهدي فخيم زاده) که سال ها در سينما کار کرده از اين که همسرش بازيگري در سينما را به شکلي حرفه اي ادامه دهد ناراضي است و اين باعث اختلاف آنها مي شود. سفر دختر جوان خانواده (مرجان شيرمحمدي) به ايران و مشکلاتي که با همسرش داشته خانواده را دور هم جمع مي کند. آذر (مرجان شيرمحمدي) در اقامت در عمارت خانوادگي و اتفاقي با مردي جوان (رامبد جوان) آشنا مي شود و تصميم به ماندن مي گيرد.

شیار 143 1392

پسری جوان به جبهه رفته‌است. مادر او (مریلا زارعی در نقش مش اُلفَت) در نبود پسرش روزهای تلخی را می‌گذراند و منتظر است که او روزی از جبهه بازگردد. او نمی‌داند پسرش اسیر شده یا در جنگ کشته شده‌است.

تنگه ابوقریب 1396

در 21 تيرماه 1367، حمله وسيعي سراسر جبهه جنوب را درگير مي کند، يکي از نقاط حساسي که دشمن قصد عبور از آن و رسيدن به شهرها و جاده هاي کليدي ايران را دارد تنگه ابوغريب است، تنگه اي که نام و خاطره اش در ميانه تاريخ رسمي روزهاي پاياني جنگ گم شده ... تنگه اي که محل مقاومت افراد گردان عمار بود ... .

پنج تا پنج 1392

داستان مردي پنجاه و پنج ساله ( صابر ساعدي ) است که در جريانَ يک حادثه اتومبيلش پنچر شده و ناگزير در مسيري قرار مي گيرد که به اجبار يک شب را در ويلاي چهار پيرمرد بازنشسته به صبح مي رساند که در طول اين چند ساعت اتفاقاتي بينِ وي و پيرمردها رخ مي دهد.

غلامرضا تختی 1397

غلامرضا تختي پس از کسب چندين مدال در کشتي، به دليل حمايتش از مردم و مصدق و شرکت در سخنرانيها و تجمعات سياسي مورد غضب حکومت قرار ميگيرد. اما پيشنهادات متعدد حکومت را مبني بر تباني با آنان نميپذيرد و روز به روز منزوي تر و فقير‌تر ميشود. از طرفي هرآنچخپه در توانش است خواسته هاي ريز و درشت مردم را برآورده ميکند و به همين دليل محبوبيت شگرفتي نزد آنان دارد. حکومت اين جايگاه تختي در ميان مردم را برنمي تابد و زندگي‌را چنان به او سخت ميکند‌ که وي سرانجام در هتلي در تهران خودکشي‌ميکند...

سرخ پوست 1397

قرار است زندانيان يک زندان قديمي را به پايگاهي ديگر انتقال دهند تا زندان قديمي تبديل به فرودگاه شود. سرگرد نعمت جاهد رئيس زندان در همين روز ترفيع ميگيرد اما متوجه مي شود که يکي از زندانيان گم شده است. سرگرد با ايمان به اينکه زنداني، احمد سرخپوست در همان زندان پنهان شده است به جستجوي او ميپردازد...

ما همه با هم هستیم 1397

داستان فيلم در بستري کمدي روايت مي‌شود و قصه يک شرکت هواپيمايي است که در حال ورشکست شدن است، رئيس شرکت (ليلا حاتمي) پيشنهاد مي‌دهد که يک هواپيماي خراب از شرکت با چند مسافر را به داخل خليج فارس بيندازند تا بتوانند پس از کشته شدن مسافران از بيمه پول ديه و خسارت آنها را بگيرند، او سراغ يکسري افراد مي‌رود که از زندگي خسته شده و دنبال مرگ هستند، خلبان هواپيما (ماني حقيقي) و مهمانداران نيز جزو اين افراد هستند. آنها با امضاي يک برگه قبول مي‌کنند تا در هواپيما بروند و پس از سقوط کشته بشوند، همه چيز درست پيش مي‌رود تا اينکه يک مسافر به اسم علي حاجتي (پژمان جمشيدي) بدون اطلاع از قصد مسافرين سوار هواپيما مي‌شود. در اين ميان هم زمان با اين حوادث مسافرين هواپيما را به همراه رئيس شرکت در يک جاي ناشناخته مي‌بينيم که توسط يک بازپرس (مهران مديري) مورد بازجويي قرار مي‌گيرند. …