برچسب یخ بستگی

«یخ بستگی»؛ برف روی کاج‌ها

احمد سلگی در «یخ بستگی» مرز رویا و خیال، امروز و دیروز را بهم نزدیک می‌کند. بامداد (مجتبی پیرزاده) و ستاره (سارا بهرامی) می‌توانند همه آنچه تماشاگر می‌بیند، را در خیال، تجربه کرده باشند. ماجرا می‌تواند تاثیر مواد روی بامداد باشد، کابوسِ ستاره حتی، یا رویای مشترک دو انسان که زمانی عاشق بوده‌اند. تداخل صحنه‌ها، یادآوری لحظات، خاطرات مشترکی که معناهای متفاوتی یافته یا نقاط عطفی که برای یکی از طرفین رابطه بی‌اثر و برای دیگری به یک حادثه تبدیل شده، «یخ بستگی» را جان می‌دهد و باور پذیر می‌کند. همان طور که علی (سجاد افشاریان) در «شرقی غمگین» مقابل رفتن دلبر می‌ایستاد و خودویرانگری می‌کرد، بامداد از دنیای بدون ستاره، انتقام می‌گیرد و خود را به مسلخ می‌برد.