عطرآلود 1401
فهم و درک فرصت کوتاه زندگی، علی را که استعداد خوبی در عطرسازی دارد و در آستانه پدر شدن است، با چالشهای جدیدی مواجه میکند؛ او در همین فرصت کوتاه باید تمام کارهای باقیماندهاش را به سرانجام برساند.
فهم و درک فرصت کوتاه زندگی، علی را که استعداد خوبی در عطرسازی دارد و در آستانه پدر شدن است، با چالشهای جدیدی مواجه میکند؛ او در همین فرصت کوتاه باید تمام کارهای باقیماندهاش را به سرانجام برساند.
پیمان بعد از یک سوءتفاهم خانوادگی با کامران درگیر میشود. گمانها به این سمت میرود که پیمان کامران را کشته، ماجرایی که شاید به قیمت زندگی پیمان تمام شود…
دختر جوانی به نام مونا به همراه نامزدش مانی که شش ماه پیش در فیس بوک با هم اشنا شده بودند برای انجام یک عمل سر پایی وارد بیمارستان می شوند و بعد از رفتن نامزدش به اتاق عمل ، وی برای استراحت به رستوران بیمارستان می رود.بعد از یک ساعت برای پیگیری به بخش مورد نظر می رود و همه کارکنان انجام چنین عملی با وجود چنین بیماری را انکار می کنند و ...
دو زوج جوان برای تعطیلات وارد ویلایی میشوند که متوجه حضور چند نفر پیش از خود در آنجا میشوند. شیشه و پایپ و ملحفه خونی، آنها را وحشتزده میکند. که با ورود آن اشخاص به ویلا اتفاقاتی میافتد که باعث مرگ دو نفر از آنها میشود.
سهیل جوانی نخبه و فارغ التحصیل از دانشگاه فردوسی مشهد است. وی با مراجعه پلیس فتا از یک اختلال اپلیکیشنی و قتل کاوه کارمند یک شرکت انفورماتیک مطلع می شود. او برای جلوگیری از یک اختلاس در کشور و مشهد وارد ماجرایی جنایی پلیسی می شود و با کمک نیروهای فتا در صدد حل مشکل بر می آید که در این اتفاقات...
سرگرد کاوه کیهان این بار هم با پرونده های مختلف و خشنی رو به رو می شود اما آنچه این معماهای کوچک را به هم وصل میکند، قصه ای بزرگتر است که به گذشته کاوه برمیگردد.....
داستانی است دربارهٔ رفاقت، عشق و خیانت بین سه خانوادهٔ بابک، مسعود و سهیل که شرکای کاری و دوستان قدیمی هستند. بابک سردبیر مجلهٔ پرفروشی است و سهیل و مسعود همکاران او در نشریه هستند، هرکدام در زندگی مشترکشان دچار مسائلی شدهاند و برای فرار از زندگی روزمره و کاری و چند روز دوری از همسرانشان تصمیم میگیرند بدون اطلاع خانواده به سفر مجردی و به اصطلاح خودشان ریکاوری بروند…
زن و شوهری که پسری به نام رضا دارند قصد جداشدن از هم را دارند . پسر پیش پدر بوده و قصد داشته او را به مدرسه ببرد. پسر را به مدرسه میبرد و او را جلوی مدرسه پیاده میکند ولی رضا وارد مدرسه نمیشود...