برچسب یاسمین ملک نصر

سارا 1371

حسام براي درمان بيماري اش مجبور است به خارج از كشور سفر كند. سارا همسر او مخارج سفر او را تامين مي كند، اما مي گويد كه اين پول را از محل ارثيه پدرش به دست آورده است.حسام بهبودي مي يابد سارا پنهان از چشم شوهرش با كار سخت و مداوم خياطي سعي مي كند بدهي هاي خود را پرداخت كند.گشتاسب مردي كه به سارا كمك مالي كرده است متهم به جعل اسناد شده است و موقعيت شغلي او در بانك دچار مخاطره مي شود و از سارا مي خواهد از طريق اعمال نفوذ حسام كه حالا رئيس بانك شده است در شغلش ابقاء شود.سارا خود نيز مي داند كه امضاي پدرش در اسناد جعل شده چون خود او امضاي پدرش را جعل كرده است. وقتي حسام پي به واقعيت امر مي برد،در جريان يك نزاع لفظي مي گويد كه او را لايق زندگي و معاشرت با خود و فرزندانش نمي داند.سارا آزرده از بي رحمي شوهرش در قبال رنجي كه خاطرش متحمل شده ناگزير خانه او را ترك مي كند.

سینما سینماست 1376

رضا كيانيان كارگردان سينما و دستيارش به همراه منشي كيانيان بعد از جستجوي بسيار، ماندانا را براي ايفاي نقش اول فيلم خود در نظر مي گيرند. اما خانواده ي ماندانا با بازي او در فيلم مخالفند. از طرفي نامزد ماندانا، ايمان كه دانشجوي رشته سينما است اعتقاد دارد ماندانا بايد در فيلم او ايفاي نقش كند. اما ماندانا كه دور از چشم خانواده و نامزدش با رضا كيانيان در تماس است و براي آموزش نزد ياسمين ملك نصر بازيگردان فيلم مي رود كم كم به كارگردان علاقمند مي شود و به كيانيان پيشنهاد ازدواج مي دهد، كيانيان از اين پيشنهاد برآشفته مي شود و اين نوع برخوردها را باعث مخالفت هاي خانواده هاي دختران و زنان براي بازيگري آن ها مي داند اما با وجود مشكلات زياد كارگردان بالاخره با تمهيدات بسيار موافقت پدر ماندانا را براي بازي او مي گيرد.

درد مشترک 1373

فيلم داستان يك ميهماني است. ميزبانان «فيروزه» و «سياوش» زن و شوهري هستند كه فراز و نشيب زندگي را تجربه كرده‌اند. تلخي‌هايش را پذيرفته‌اند و با شادي‌هايش سرمست شده‌اند. ميهمانان آن دو، (دكتر و فريبا) كه از ناكامي پريشان هستند و تصور مي‌كنند زندگي را باخته‌اند، در ملاقات با ميزبانان ضمن ارتباطي دوستانه به دركي از «درد مشترك» مي‌رسند و...

مادرم گیسو 1374

همسر منوچهر، هنگام زايمان مي ميرد. چند سال بعد، او كه با دو دخترش زندگي مي كند، براي مؤسسه هنري اش منشي جديدي به نام گيسو استخدام مي كند. گيسو توجه منوچهر را جلب مي كند اما دختر جوان منوچهر از اين موضوع خوشحال نيست. او با كمك نامزدش داوود، كه در مؤسسه هنري منوچهر درس بازيگري مي دهد، گيسو را تعقيب مي كند و درمي يابند كه او نشاني خانه اش را اشتباه گفته است. سرقت در مؤسسه هنري نيز بيشتر نگاه ها را به سوي گيسو برمي گرداند. اما با تحقيقات پليس معلوم مي شود كه سارق، منشي قبلي مؤسسه بوده است. درست وقتي كه همه چيز براي ازدواج منوچهر با گيسو مهيا شده، كمند درمي يابد گيسو يك پسر ناشنوا از ازدواج قبلي اش دارد كه وجودش را پنهان كرده است. پسر گيسو از محل نگهداري كودكان ناشنوا مي گريزد و اين باعث عذاب وجدان كمند و تغيير نظرش نسبت به گيسو مي شود. هنگام اجراي يك نمايش خياباني توسط اعضاي مؤسسه هنري، پسر گيسو كه به تماشا ايستاده، پيدا مي شود و گيسو در كنار منوچهر و خانواده او زندگي تازه اي را شروع مي كند.

فرزند چهارم 1391

داستان فیلم روایت زن سوپراستاری است که بنا بر دغدغه‌های شخصی و انسان‌دوستانه خود به عکاسی روی آورده و برای پیگیری همین سنخ دغدغه‌ها، قصد سفر به سومالی را دارد که ...

هزاران زن مثل من 1379

شهرزاد كه وكيل دعاوي است، با همسر خود دچار مشكل مي شود. در پي اين مشكلات از همسرش جدا مي گردد و دادگاه خانواده سرپرستي از كودك را به پدر مي سپارد. شهرزاد كه از اين موضوع بسيار ناراحت است تمام سعي و تلاش خود را بكار مي بندد تا سرپرستي فرزندش را خود بعهده بگيرد و در اين راه مجبور مي شود مبارزه اي پر حادثه را آغاز كند. او فرزندش را مخفيانه با خود مي برد و وقتي پدر مي فهمد، از او به عنوان يك آدم ربا شكايت مي كند و اينجاست كه مادر دچار مشكلات جدي تري مي شود.