برچسب یاران امام حسین

«مالك بن عبدالله بن سريع» که به همراه برادرزاده و غلام خود در رکاب امام به شهادت رسیدند

خداوند ما را فداي شما كند، نه به خدا قسم ما براي خود گريه نمي‌كنيم. گريه ما بدين سبب است كه اين گونه گرفتاري‌ها بر شما وارد مي‌شود، در حالي كه ما قادر به رساندن هيچ نفعي به شما نيستيم.

«ابوثمامه عمرو الصاعدی» از تابعین و سلحشوران کوفه که توسط پسرعموی خود به شهادت رسید/ توجه ابوثمامه به نماز جماعت ظهر عاشورا و دعای امام در حق وی

نماز تمام شده بود و ابوثمامه با امام نماز گزارده بود. او كه به امام حسين عليه‌السلام عرض كرد: «اي اباعبدالله! من عجله دارم تا كه به دوستانم ملحق شوم. برايم ناخوشايند است كه بمانم و شما را تنها ببينم در حالي كه ياران شما كشته شده باشند» امام حسين عليه‌السلام به او فرمود: «تقدم، فانا لاحقون بك عن ساعة؛ پيش رو كه ما به زودي به شما ملحق خواهيم شد».

«زهير بن قين بن قيس انماري بجلي»؛ از کناره گیری از امام حسین علیه‌السلام تا فرماندهی جناح راست سپاه ایشان/ خطبه ماندگار زهیر در شب عاشورا

ما اكنون با هم برادريم و بر يك دين استواريم؛ تا هنگامي كه بين ما و شما شمشيري قرار نگرفته است، شايستگي نصيحت داريد؛ اما هنگامي كه شمشير بين ما واقع شد، ديگر حريمي نگه داشته نمي‌شود و شما امتي هستيد و ما امتي ديگر. آري، خداوند ما و شما را به ذريه پيامبرش محمد صلي الله عليه و آله و سلم امتحان كرد تا ببيند چه مي‌كنيم.

«نافع بن هلال الجملي» پرچمدار سپاه امام حسین در روز هفتم/ رجز زیبای نافع در عاشورا: «انا الغلام اليمني الجملي ديني علي حسين و علي‌»

نيمه شب عاشورا، امام از خيمه خارج شد تا تپه‌ها و گردنه‌هاي اطراف را بنگرد. در اين هنگام نافع امام را دنبال مي‌كرد. امام از او پرسيد: «به چه سبب شما از خيمه بيرون آمدي؟» گفت: «اي فرزند رسول خدا! خروج شما از خيمه‌گاه به طرف سپاه طغيان‌گر، مرا به وحشت انداخت» امام فرمود: «من از خيمه بيرون آمدم تا اين كه از اين تپه‌ها و بلندي‌ها و كوتاهي‌ها براي زمان حمله اينها مطلع شوم».

«برير بن خضير همداني كوفي» قاری و مفسر بزرگ اسلام/ ماجرای مباهله بریر در نبرد با یزیدیان

آيا نمي‌پذيريد كه حسين و خاندانش به محلي كه از آنجا آمده‌اند بازگردند؟ اي واي بر شما اهل كوفه! آيا نامه‌هايي را كه روانه كرديد و عهد و پيمان‌هايي كه بستيد و خدا را شاهد گرفتيد، فراموش كرده‌ايد؟ واي بر شما، آيا اهل بيت پيامبرتان را دعوت كرده‌ايد، در حالي كه مي‌پنداشتيد جانتان را بهر آنها خواهيد داد، ولي هنگامي كه آنها رو به شما آمدند آنها را تسليم ابن‌زياد ساختيد و از آب فرات منعشان كرديد؟

«جون بن حوي» غلام ابوذر غفاری که به دعای امام پس از شهادت بدنش خوشبو گردید

من خود مي‌دانم كه بوي خوشي ندارم، خويشانم افرادي فرومايه‌اند و رنگم سياه است. اما شما از من از آن نفس بهشت‌گونه‌تان بدميد تا كه خوش بو شوم، شرافت خويشاوندي يابم، و سيمابم سفيد شود. به خدا قسم از شما جدا نخواهم شد تا اين خون تيره‌ام با خون پاكتان مخلوط گردد» پس از آن گاه امام او را اجازه رزم دادند.

«عابس بن أبي‌شبيب شاكري» از اصحاب حدیث که قبیله وی شدیداً مورد مدح امیرمؤمنان قرار گرفته است/ ماجرای نزاع بین لشگریان عمرسعد پس از شهادت عابس بر سر جنازه وی

پس از شهادتش ديدم كه بزرگ هر گروه مي‌گفت: «من او را كشته‌ام» و ديگري مي‌گفت: «من او را به قتل رسانيده‌ام» هر يك از آن سپاه سنگدل براي فخر و شرف خويش تلاش مي‌كرد تا كشتن او را به خود منسوب كند و سر بريده‌اش را به خود اختصاص دهد. ابن‌سعد به اين نزاع پايان داد و گفت: او را يك نفر نكشته است.

«حنظلة بن سعد اسعد شبامي» از بزرگان قبیله همدان که به فصاحت و بلاغت معروف بود/ ماجرای موعظه حنطلة و تذکر امام به وی به علت عدم تأثیر

نكته اينجاست كه حنظله، در برابر قومي كه مدعي مسلماني است، ولي از قرآن بي‌خبر است، با تكيه به سه آيه (سوره مباركه غافر، آيات 33، 31، 30 و طه 61) ديدگاه خود را بيان مي‌كند. شگفت اين كه امام سخن او را اصلاح مي‌كند و بيان مي‌دارد كه اكنون جاي استفاده از اين آيات نيست؛ چرا كه اينها با شروع به خونريزي، ديگر خود را مستحق و سزاوار عذاب خداوند كرده‌اند.