برچسب یادداشت‌ها، تلویزیون

دیدن تلویزیون غیرملی، افتخار نمی‌خواهد!

قصه صدا و سیمای انحصاری و حزبی و گروهی که به غلط داغ «ملی» بر پیشانی دارد به‌ ویژه تلویزیون اسپانسری و آگهی‌چی که نزد مردم به «میلی» شهره است، مانند مدیریت، ساختار و تولیداتش از فرط تکرار، نخ‌نما شده و چون سردمدارانش، به جای مردم، گوش به فرمان روسا و مجری اوامر آن‌ها هستند. اخبار سانسوری و برنامه‌ها و فیلم‌ها و سریال‌ها، به دلیل ضعف‌های مفرط، مردم را از تلویزیون گریزان و ماهواره بین کرده؛ به جز عده‌ای خودی و کاسب هنرفروش، هنرمندان توانا و معتبر از همکاری با سیما امتناع می‌کنند، کار سفارش‌پذیری و همسونوازی و باندبازی و منافع‌گرایی و پخش خبرها و گزارش‌ها از خودی‌ها و سانسور سخنان و گفتار و برنامه‌های غیر خودی‌ها که مانند آن‌ها نمی‌اندیشند، یا سلیقه دیگر دارند و یا مردمی و ملی هستند را به جایی رسانده که افزون بر مردم و افراد و گروه‌ها و جریان‌های مختلف اجتماعی و سیاسی و... صدای رئیس‌جمهور را برای سانسور سخنانش در آورد. او در حضور رئیس این رسانه غیر ملی و غیر مردمی، به اعتراض عنوان کرد که دیگر تلویزیون نخواهد دید.این سخن و موضع‌گیری آقای پزشکیان با واکنش‌های مختلف روبرو شد.

تحول وارونه، شوی رئيس سیمافیلم!

حال و روز تلویزیون انحصاری، سلیقه مدار، آگهی‌چی و سیاسی و نه ملی و مردمی بر همگان آشکار است و حاصل سیاست‌ها و سیاستمداران و مدیران و مسئولان حاکم بر آن، قهر مردم با تلویزیون، ریزش مخاطب و روآوری به ماهواره‌ها و تلویزیون‌های خارجی بوده است.