برچسب گیتی معینی

خانه در آتش 1373

خانواده‌ای در آرامش و رفاه مشغول گذران زندگی است. پدر خانواده تصمیم می‌گیرد دست به قاچاق مواد مخدر بزند و با این تصمیم، خانواده را دچار مشکلات زیادی می‌کند. با درگیر شدن سایر اعضای خانواده در این بلای خانمان‌سوز، دیگر آرامش از آن خانه رخت برمی‌بندد و …

ماه عسل 1387

زوجی جوان و روستایی پس از ازدواج تصمیم می گیرند برای گذراندن ماه عسل به منزل یکی از اقوام خود در شمال کشور بروند. در بین راه تصادف می کنند و به ناچار برای رساندن مصدوم به بیمارستان مسیرشان به سمت تهران عوض می شود و در آنجا ماشین آنها که امانت نیز بود دزدیده می شود و ...

خانه به دوش 1383

ماشاءالله (حمید لولایی) فرد بی‌پول و فقیری است که مشکلات مالی او را در وضعیت سختی قرار داده‌است، او برای اینکه مشکل مالی خود را حل کند و بتواند تنها از راه حلال پول در بیاورد، با آقای بیات (خشایار راد) که با او به‌طور اتفاقی آشنا شده همکاری می‌کند و پولی را برای سفر به مالزی به او می‌دهد؛ اما آقای بیات کلاه‌بردار از آب درمی‌آید و آقای بیات به ماشاءالله و احمد (رضا عطاران) بلیط جعلی می‌دهد و آن‌ها نمی‌توانند به مالزی سفر کنند. احمد ماشاءالله را در یک کارگاه کفاشی می‌برد و در آن جا کار می‌کنند.

چمدان های خالی 1396

این فیلم داستان مردی به نام رحیم قلندریان را روایت می کند که کارگر یک تولیدی لباس است اما در آستانه سال نو برای خرید دارو های پدر 85 ساله اش به ترکیه سفر می کند اما در آن جا برای خرید بلیط برگشت….

ارث شیرین 1389

صیف اله خان از دنیا رفته و طی یک وصیت عجیب تمام فرزندانش را از ارث محروم می کند. اما یک شرطبندی برای رسیدن به ارث وجود دارد و آن ازدواج دو پسرش تا قبل از رسیدن مراسم چهلمش است. اما موضوع به این سادگی نیست و اتفاقات عجیب تری پیش روی آنهاست…

تعطیلات پردردسر 1385

منصور مرد جوانی است که به همراه عزیز و مادرش درخانه ای زندگی سختی می گذرانند . پدرمنصور مردی بود قوی هیکل و درشت اندام که رشته پهلوانی را برگزیده بود و با انجام نمایشهای قدرتی گذران زندگی می کردند اما روزی درحین انجام نمایش دچار ایست قلبی می شود

دزدان مادربزرگ 1374

در روز عید غدیر خم، پیرزنی که در منزلش به تنهایی زندگی می‌کند، منتظر فرزندان خود است تا در آن روز، به دیدارش آمده و سری به او بزنند. در این حین، سه دزد جوان، به طمع سرقت یک میراث گران‌بها که تصور می‌کنند به پیرزن رسیده، وارد منزل او شده و پیرزن را به عنوان گروگان به خانه خود می‌برند. پیرزن به جای نگرانی و ترس، سعی می‌کند با خونسردی و آرامش، جای خالی مادر را برای آن سه جوان پر کند. رابطه مهرآمیز و مادرانه پیرزن با سه جوان و جستجوی فرزندان پیرزن برای یافتن او، ماجراهایی را رقم می‌زند. در پایان، آن سه جوان، تحت تأثیر محبت و منش انسانی پیرزن قرار گرفته و خودشان او را به منزلش برده و به فرزندانش تحویل می‌دهند.[۱]