برچسب گیتی شاکری

نیسان آبی 2 1402

دو سه سالی گذشت، رابطه جمشید و زری دیگه مثل سابق نبود، رضا و‌ پری هم دیگه اون رضا و پری قبل نبودند تا اینکه شب عروسی ممد…

شهر هرت 1401

این فیلم داستان یک خواهر و برادر به نام‌های «پرویز» و «پرستو» را روایت می‌کند که خرج خود را از راه سرکیسه کردن خانواده‌های پولدار درمی‌آورند. پرویز با کرایه کردن یک ماشین نعش‌کش به خانه مرده‌های پولدار می‌رود و با دادن آدرس آن‌ها به خواهرش پرستو شرایط کلاهبرداری را مهیا می‌کند. پرستو به‌عنوان همسر دوم متوفی و با یک صیغه‌نامه جعلی وارد مراسم می‌شود و با معرفی کردن خود به عنوان همسر مبلغی حق‌السکوت دریافت می‌کند.

پرستو که ۴۴ ساله است و نامزدش در زندان به سر می‌برد تلاش می‌کند او را آزاد کند. اما در یکی از کلاهبرداری‌های مشترک‌شان با پرویز اسیر باند خطرناک و مافیاییِ «سالار» می‌شوند که به تازگی مقدار زیادی دلار اختلاس کرده و با جا زدن خود به عنوان مرده قصد فرار از ایران را دارد. پرستو متوجه این اقدام سالار می‌شود و تلاش می‌کند از این اطلاعات جدید برای تَلَکه کردن بیشتر او استفاده کند. غافل از این‌که سرنوشت شرایط دیگری را برای او و پرویز رقم زده

تکخال 1399

مسعود با اینکه زن و دو فرزند دارد در تکاپوی ازدواج دوم میباشد. از قضا دختری که قصد ازدواج با او را دارد با همسر اول مسعود دوست صمیمی میباشد. این دو بطور اتفاقی از ابن موضوع مطلع میشوند....

همه دختران من 1372

اسفنديار روييني كه صاحب شش فرزند دختر است انتظار فرزند هفتم را مي كشد، اما فرزند هفتم نيز دختر است. اسفنديار پس از آن كه از دريافت مساعده از اداره اش نااميد مي شود به شركت مهندسان مشاور مراجعه مي كند كه در آن جا در ازاي بهره ي ماهانه سرمايه گذاري كرده است. مهندس فروغ تقاضا مي كند كه با سودابه، دختر بزرگ اسفنديار، ازدواج كند و در ازاي آن يك واحد مسكوني با قيمتي مناسب به اسفنديار و خانواده اش واگذار كند. سودابه كه به عقد كارمند جواني به نام علي درآمده تصميم پدر را نمي پذيرد. اسفنديار قصد دارد خانه ي مسكوني اش را كه در محله ي پر رفت و آمد است بفروشد تا خانه ي جديدي بخرد، اما موفق نمي شود. سودابه و علي به خانه ي مهندس مي روند و در آنجا متوجه مي شوند كه مهندس از سه روز قبل خانه اش را ترك كرده است. آنها به محل كار مهندس مي روند و با انبوه طلبكارها روبرو مي شوند. علي به دوستانش در دادستاني مراجعه مي كند و اسفنديار و خانواده اش نيز كه از موضوع با خبر شده اند به فرودگاه مي روند و مهندس را كه با چهره ي مبدل قصد فرار دارد دستگير مي كنند.